مزمن جگر و ضماد او جهت صداع و تفتيح و تحليل اورام حارّه و گزيدن عقرب و با مويز جهت ورم احشاء و با فرزجات جهت ورم رحم و با اكحال جهت امراض چشم ، نافع .
مضر معده و مصلحش تخم كرفس و مورث كسل و خواب و مصلحش دارچينى و قدر شربتش تا دو درهم و بدلش به وزن او اسارون است يا مثل او قرنفل و يا وج .
چون او را با سدس او دارچينى عرق بكشند و عرق او را با عسل ، آميخته در آفتاب بگدازند ، در جميع افعال ، زيادتى بر خمر مىكند .
[ 1862 ]
حمص :
به فارسى نخود گويند . برّى و بستانى مىباشد و برى او را گياه شبيه به گياه بستانى و تيرهتر و كوچكتر و ثمرش مايل به سرخى و دراز و با تلخى است و گرم و خشكتر از بستانى است و منقّى و مفتّح سدّه جگر و سپرز و كليه و جالى جرب متقرح و قوبا و مليّن اورام بن گوش و انثيان و با عسل ، منقّى قروح و جراحت سرطان ، نافع و بستانى او ، بهترين حبوب است نزد « بقراط » .
در دوّم ، گرم و در اوّل ، خشك و تازهء سبز او و در اوّل ، تر و قوتش تا سه سال باقى است . مليّن طبع و مدرّ بول و حيض و عرق و زياد كنندهء شير و منى و مبهى و مقوّى شش و مسمِّن بدن و مقوّى حرارت غريزى و مولد خون صالح و كثير الغذاء و منبه اشتها و آب طبيخ او [ با قدرى نمك ] با قوت تقطيع لزوجات و مفتِّح سدد است به سبب كسب ملوحت او و مدر بول است به سبب حرارت . بالخاصية ، جهت درد سينه و قروح شش ، نافع و با شير تازه جهت گرفتگى آواز كه از خشكى باشد و تب با او نباشد و چون با تب باشد به جاى شير ، با آب بنوشند و چون يك شب در سركه خيسانيده و ناشتا تناول نمايند و در آن روز ، چيز ديگر نخورند جهت كشتن كرم معده ، مجرب دانستهاند و چون در آب خيسانيده ، خام تناول نمايند و آب منقوع او را با اندك عسل بنوشند جهت اعادهء شهوت جماع مأيوسين بىعديل است .
چون هريسه از آن ترتيب داده با سركه بنوشند و در طبيخ او بنشينند جهت اصلاح امراض مقعد و تنقيهء رحم و اخراج كرم شكم و مقعد ، بهترين ادويه است و خوردن او ما بين دو طعام ، معين هضم و طبيخ نخود سياه ، مسقط جنين و مفتّت حصاة و مدرّ فضلات و در افعال ، قوىتر از سفيد و با قوت ترياقيهء و جهت استسقاء و جذام و يرقان سددى و سدهء جگر و تحليل رياح و غسول و طلاى اقسام او جهت خارش اعضاء و صداع و رفع زردى