در دوّم ، گرم و در اوّل ، خشك . تعليق و شرب او جهت رفع حزن و هموم و وسواس و در دهن داشتن او جهت رفع تشنگى و آشاميدن آبى كه او را شسته باشند جهت تشنگى مفرط ، به غايت بىعديل است .
[ 1705 ]
حجر النار :
سنگ آتش زنه است و سنگ چخماق نامند و اقسام و الوان مختلفه مىباشد .
در اوّل ، سرد و در سوم ، خشك و ذرور او مجفِّف خنازير و التيام قروح عسر الاندمال جميع اعضاء نافع و تعليق او بر ران زنان - كه لته بسته باشند - جهت عسر ولادت ، مؤثر است .
[ 1706 ]
حجر المغناطيس :
سنگ آهن ربا است و از انتهاى عمان و حوالى بحر هند خيزد و بهترين او لاجوردى صاف و زبونترين آن ، سياه است .
در سوم ، خشك و در اوّل ، گرم و گويند سرد است . و چون قوت جاذبهء او از ربودن آهن ساقط مىگردد و از ماليدن سير رفع قوت او مىشود ، در اين حال ، هر گاه در خون گرم اندازند ، اعادهء قوت كند ؛ خصوصاً چون در خون بز نر اندازند و هر روز تغيير دهند تا سه روز . عرق و رطوبت نيز مسقط قوت اوست و شرب او مقوّى جگر و سپرز ، مزيل حصات و فالج و نقرس و مفاصل و عرق النسا و عسر ولادت و با ماء العسل ، مسهل اخلاط غليظه و با قوابض ، قاطع اسهال و ذرور او جهت رفع مضرّت جراحات آلات آهنى زهر دار ، عجيب الاثر و جهت قطع نزف الدم و التيام جراحت و محرق مغسول او در جميع افعال ، مثل شادنج است .
قدر شربتش تا نه قيراط و داشتن او در حرير سفيد باعث قبول و جاه و هيبت و قضاى حاجات و در دست نگاه داشتن ، رافع كزاز و درد دست و پا و تعليق او به طرف چپ جهت عسر ولادت و درد زاييدن مؤثر است .
گويند چون حائض ، مس او كند اين اثر از او زايل مىگردد و چون زحل در سنبله باشد و او را با گلاب شسته ، سرمه ترتيب داده اكتحال نمايند و مريخ در ميزان بوده از آهن نيز سرمهاى ترتيب داده ديگرى از او اكتحال نمايد و شخص مكحول به مغناطيس ، مدت مديد ، نظر در شخص مكحول به آهن كند ، به مرتبهاى باعث محبّت ثانى به اوّل گردد كه ما فوق آن متصور نباشد و مجرب دانستهاند .