تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
بالجملة ، آشاميدن قليل او مدرّ بول و مفتّت حصات و تعليق او مقوّى دل و بر مثانه ، مدر بول است . [ 1718 ]

حجر بارقى :

سنگى شبيه به حجر خزفى و به قدر كف دست و سبك و اندك از او جاذب آب كثير و بر روى آب ايستد و بعد از جذب ، به قعر آب رود و چون در آفتاب بگذارند ، آب را پس دهد . جهت استسقاى زقى ، نافع است كه چون موضعى حوالى ناف را جراحت كرده بر آن بندند جذب رطوبات كند . [ 1719 ]

حجر الخمار :

قسمى از خماهان است و چون رافع خمار است به اين اسم ناميده‌اند . [ 1720 ]

حجر الابيض :

سنگى است سفيد و سائيده او مثل شير و جهت عسر بول و جميع آنچه فادزهر حيوانى نافع است ، به دستور ، او ، نافع . و گويند آن ، حجر البنى است و مراد اكسير يان از حجر ابيض ، زجاج آبگينه است . [ 1721 ]

حجر القيشور :

سنگى است متخلخل و سفيد شبيه به اسفنج و بر روى آب ايستد و گويند نوعى از زبد البحر است و سياه او نيز مىباشد و از اسكندريه [ و ] اعمال مصر خيزد . در اوّل ، گرم و در سومِ خشك و محلّل و حابس نزف الدم و سركه‌اى كه او را گرم كرده در آن سركه انداخته باشند جهت ضيق النفس و طلاى او جهت ستردن موى و تحليل رطوبات و استسقاء ، نافع و چون حك خطوط از نوشتجات به آن كنند ، اصلا معلوم نگردد و محرق او جهت جلاى دندان و استحكام لثه و بردن گوشت زياد قروح غايره و شبكورى و رفع آثار و ماليدن او مثل سنگ پا بر كف پا جهت رفع صداع و تقويت بصر ، مؤثر است . [ 1722 ]

حجر البشف :

به فاء و به باء موحده ، عبارت از پشم فارسى است و آن ، سنگى است در غايت صلابت و بهترين او زيتونى ، پس سبز مايل به زردى ، پس سبز صاف و بعد از آن سبز مايل به سفيدى است . در آخرِ دوّم ، سرد و خشك و مقوّى معده و قاطع نزف الدم و زحير و قروح باطنى و خفقان و حرقة البول و شرباً با شراب سفيد ، مفتّت حصات و تعليق او بر گردن جهت خناق و بر مرى و معده جهت تقويت معده و بر ران جهت عسر ولادت و بر دست جهت سحر و رفع چشم بد و ضرر صاعقه ، موثر . و گويند چون قمر در برج انثى باشد و بر او