[ 1711 ]
حجر الايل :
سنگى است كه در گاو كوهى متكون مىشود و در پادزهر ، مذكور شد .
[ 1712 ]
حجر الحوت :
جسمى است كه در سر ماهى متحجر شود ، سفيد و صلب و پهن مىباشد . گرم و حاد و در ريزانيدن سنگ گرده ، به غايت قوى است .
[ 1713 ]
حجر بحرى :
جسمى است سفيد و مدور و صلب و در جوف او دانه اى است كه به اعلى و اسفل حركت مىكند و از سواحل دريا خيزد و قسمى از اكتمكت است و يك دانگ تا دو دانگ او در تفتيت حصات هر عضوى ، به غايت مؤثر است .
[ 1714 ]
حجر الافروج :
سنگى كه مانند قيشور بر روى آب مىايستد و از استنبول خيزد و مجفِّف و قابض و يك دانگ او ، در حال ، رفع سمّ عقرب مىكند .
[ 1715 ]
حجر الرحى :
سنگى است سياه و با سوراخها - مانند اسفنج - و با صلابت و از جبال طرف مشرق حلب خيزد .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و محلّل و حابس خون حيض و چون گرم كرده ، سركه بر او ريخته ، عضو را به بخار او نگاه دارند ، باعث ازالهء ورم و رافع نزف الدم و رعاف و خون حيض و شستن مقعد به سركه كه در آن تافته ، او را انداخته باشند ، جهت بروز مقعد و نطول آن جهت محكم نمودن اعصاب و قطع عرق و رفع اعيا و حمول جرم او جهت بواسير و منع حمل و طلاى آن جهت استسقاء ، نافع است .
[ 1716 ]
حجر ارمنى :
سنگى لاجوردى اغبر و با رمليه و نرم و ملمس و قسمى از او سرخ تيره و از ارمنيه خيزد .
در دوّم ، گرم و خشك و مفرّح و مسهل قوى سودا و انفع از لاجورد و اسلم از خربق سياه و جالى گرده و مثانه و بالخاصية ، جهت جزام ، مفيد و مستعمل او ، مغسول اوست .
مضر معده و مغثى و مصلحش كتيرا و عسل و سليخه و انيسون و قدر شربتش تا نيم مثقال و بدلش لاجورد مغسول است .
[ 1717 ]
حجر اليسر :
سنگى است سفيد و مدور و صاف و از حجاز خيزد و قسمى از اكتمكت است و حجر النسر و حجر العقاب نيز گويند ؛ چه در آشيان نسر و عقاب يافت مىشود . و « امين الدوله » ، قائل اين كلام است . مؤلف « تذكره » او را اكتمكت دانسته و ظاهر آن است كه قسمى از او باشد ؛ چه اكتمكت ، چهار قسم است : دو قسم او سياه - و در حرف الف مذكور شد - و دو قسم سفيد .