جملهء سموم است .
[ 1691 ]
حجر الكلب :
سنگى است كه چون به طرف سگ اندازند به دندان گيرد و دور افكند .
در عداوت ، مؤثر دانستهاند چون در آب يا شراب اندازند و از آن بنوشند . و حضور او در مجلسى باعث عربدهء اهل مجلس و گذاشتن او در برج كبوتر ، باعث گريختن كبوتران است .
[ 1692 ]
حجر خزامى :
سنگى است سياه و بدبو از صقلبيه [ ثعلبيه ] خيزد و از آتش ، مشتعل گردد و از آب كم كه بر او ريزند ، شعله ور گردد و از روغن ، اطفا يابد . تعليق او جهت صرع و درد رحم و جهت زنانِ عاقر و منع اذيت حيوانات موذى و بخورش جهت گريزانيدن هوامّ ، مؤثر است .
[ 1693 ]
حجر اعرابى :
به فارسى شكر سنگ و سنگ زخم نامند سنگى است شبيه به عاج و از باديهء عرب خيزد . جالى و قاطع نزف الدم جراحات و سنون محرق او جهت جلاى دندان و تقويت لثه نافع است .
[ 1694 ]
حجر غاغاطس :
سنگى است كه از وادى مشهور به غاغا - ما بين فلسطين و طبريه - خيزد و معروف است به جهنم . چون در آتش گذارند ، مثل چوب سوخته گردد و از يك رطل او ، يك اوقيه مىماند با صلابت و سفيدى و قبل از احراق ، سياه مايل به كبودى است و بسيار سبك و صفايحى و بوى او در حين احراق ، مانند بوى شاخ حيوانات و نفط است .
در دوّم ، گرم و خشك و محلّل و مليّن و شرب او قاطع حمل و حيض و مفتّت حصات و بخور او جهت غشى كه از اختناق رحم باشد و گريزانيدن هوامّ ، مؤثر .
مضر ريه و مصلحش زعفران و مهيّج صرع مصروعين و ضماد او جهت نقرس و رويانيدن گوشت ، مفيد و بخور او دافع كرم اشجار و قدر شربتش تا نيم درهم است .
[ 1695 ]
حجر الاسفنج :
سنگى است كه در او يافت مىشود و در اسفنج ، مذكور شد و بهترين او سفيد صلب است .
در اوّل ، گرم و در دوّم ، خشك و مجفِّف بىلذع و قاطع نزف الدم و ذرور او جهت التيام جراحات و طلاى او جهت تحليل اورام و آشاميدن او به قدر دو دانگ با شراب و امثال آن جهت حصات گرده و يرقان ، نافع است .
[ 1696 ]
حجر خزفى [ خذفى ]
: سنگى است مصرى شبيه به خزف [ خذف ] و صفايحى و