[ 1699 ]
حجر هندى :
سنگى است كه از هند خيزد . مايل به سياهى و سرخى و سائيده [ نسائيده ] او مايل به سرخى و زردى و شادنهء هندى نامند .
ذرور او جهت قطع خون بواسير و جراحات ، بىعديل و آشاميدن يك دانگ آن جهت قطع خون اعضاى باطنى و بواسير و [ جراحات و سمّ ] عقرب مفيد است .
[ 1700 ]
حجر منفى [ منفنى ]
: به نون بعد از ميم و قبل از فاء . سنگى است كه از نواحى مصر آرند ، شبيه به سنگريزه و ابلق از الوان مختلفه .
طلاى سائيدهء او با آب ، باعث بىحسى عضو مىشود .
[ 1701 ]
حجر الابرام :
سنگى است سياه كه از او ، ديگ و ظروف مىسازند و در خراسان ، بسيار است .
جهت تقويت لثه و دندان و نزف الدم مؤثر است .
[ 1702 ]
حجر الكزك :
سنگى بسيار سفيد و از هند و از سواحل درياى آنجا خيزد و قبل از حكاكى ، با كدورت و بعد از آن ، شفاف و سفيد مىگردد و شبيه به حجر سلوان .
در آخرِ دوّم ، سرد و خشك و رادع و جالى و جهت خفقان و غثيان و عطش و التهاب و ذرور او جهت رفع نزف الدم و اكتحال او جهت رفع بياض مزمن و تازه و ازالهء آثار قروح چشم و اعضاء و سنون او جهت جلاى دندان و رفع زردى او و جميع امراض رديهء آن و آشاميدن طعام و شراب در قدح او ، مورث سرور و رفع شرور مجالس و داشتن او رافع بهتان [ نسيان ] و سحر و چشم بد و مورث دوستى مردان و زنان و گذاشتن او در منزل مباغضين ، به دستورى كه ندانند ، سبب الفت ايشان و نزد اهل هند ، بسيار معتبر است .
[ 1703 ]
حجر المحك :
سنگى است ثقيل الوزن و سياه و گويند مايل به سفيدى نيز مىباشد و چون بخار دهان متواتر به او رسد ، طعم زعفران از او ظاهر گردد و چون به او اعضا را بمالند چرك را زايل كند . و بعضى از آن سنگ پا ترتيب دهند .
در دوّم ، سرد و خشك و جهت درد گرده و عسر نفس ، شرباً و جهت رفع بياض چشم با شير مرضعهء پسر ، اكتحالا ، به غايت نافع .
قدر شربتش يك دانگ است .
[ 1704 ]
حجر الديك :
سنگى است به قدر باقلا و از آن كوچكتر و سفيد مايل به تيرگى و در شكم خروس ، متكون مىگردد .