تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
[ 1699 ]

حجر هندى :

سنگى است كه از هند خيزد . مايل به سياهى و سرخى و سائيده [ نسائيده ] او مايل به سرخى و زردى و شادنهء هندى نامند . ذرور او جهت قطع خون بواسير و جراحات ، بىعديل و آشاميدن يك دانگ آن جهت قطع خون اعضاى باطنى و بواسير و [ جراحات و سمّ ] عقرب مفيد است . [ 1700 ]

حجر منفى [ منفنى ]

: به نون بعد از ميم و قبل از فاء . سنگى است كه از نواحى مصر آرند ، شبيه به سنگريزه و ابلق از الوان مختلفه . طلاى سائيدهء او با آب ، باعث بىحسى عضو مىشود . [ 1701 ]

حجر الابرام :

سنگى است سياه كه از او ، ديگ و ظروف مىسازند و در خراسان ، بسيار است . جهت تقويت لثه و دندان و نزف الدم مؤثر است . [ 1702 ]

حجر الكزك :

سنگى بسيار سفيد و از هند و از سواحل درياى آنجا خيزد و قبل از حكاكى ، با كدورت و بعد از آن ، شفاف و سفيد مىگردد و شبيه به حجر سلوان . در آخرِ دوّم ، سرد و خشك و رادع و جالى و جهت خفقان و غثيان و عطش و التهاب و ذرور او جهت رفع نزف الدم و اكتحال او جهت رفع بياض مزمن و تازه و ازالهء آثار قروح چشم و اعضاء و سنون او جهت جلاى دندان و رفع زردى او و جميع امراض رديهء آن و آشاميدن طعام و شراب در قدح او ، مورث سرور و رفع شرور مجالس و داشتن او رافع بهتان [ نسيان ] و سحر و چشم بد و مورث دوستى مردان و زنان و گذاشتن او در منزل مباغضين ، به دستورى كه ندانند ، سبب الفت ايشان و نزد اهل هند ، بسيار معتبر است . [ 1703 ]

حجر المحك :

سنگى است ثقيل الوزن و سياه و گويند مايل به سفيدى نيز مىباشد و چون بخار دهان متواتر به او رسد ، طعم زعفران از او ظاهر گردد و چون به او اعضا را بمالند چرك را زايل كند . و بعضى از آن سنگ پا ترتيب دهند . در دوّم ، سرد و خشك و جهت درد گرده و عسر نفس ، شرباً و جهت رفع بياض چشم با شير مرضعهء پسر ، اكتحالا ، به غايت نافع . قدر شربتش يك دانگ است . [ 1704 ]

حجر الديك :

سنگى است به قدر باقلا و از آن كوچكتر و سفيد مايل به تيرگى و در شكم خروس ، متكون مىگردد .