[ 1528 ]
چنگال :
اسم فارسى حيس است .
[ 1529 ]
چندن :
اسم هندى صندل است .
[ 1530 ]
چن :
اسم هندى قرنفل است .
[ 1531 ]
چنه :
به هندى نخود است .
[ 1532 ]
چندال :
به هندى قسمى از بيش است .
[ 1533 ]
چنبك :
به هندى [ مغناطيس ] است .
[ 1534 ]
جوز :
به فارسى گردكان نامند .
مغز او ، در دوّم ، گرم و در اولِ خشك و با رطوبت فضليه و مليّن طبع و محلّل و مبهى و مانع تخمه و خوردن ده مثقال او كه باده مثقال انجير كوبيده باشند ، در تليين طبع ، مجرب و بريان كردهء او با پوست جهت سرفهء كه از هواى سرد باشد مفيد و مغز كهنهء او را چون ناشتا بخايند و طلا كنند جهت تشنج بارد و يابس اوتار ساق و قوباى اطفال و غانغرايا - كه ورمى است مؤدى به موت عضو - و جهت حمره و غرب و التواء عصب و داء الثعلب و ورم پستان و خوردن با انزروت مانع ضرر انزروت و مخرج كرم معده و بى عديل و ضماد او با نمك و عسل و پياز جهت گزيدن سگ ديوانه و حمول مغز محرق او با شراب جهت منع ادرار حيض و خوردن مغز او در ناشتا باعث سهولت قى و با انجير و سداب قبل از سموم بخورند موجب عدم تأثير سمّ و بعد از آن سبب رفع سمّ است .
اكثار او مخرج حبّ القرع و مورث ورم حلق و بثور دهان و مصلحش آب انارين و و مضرّ محرورين و مصلحش خشخاش و كهنهء متكرّج او با سميت است .
از خواص اوست كه چون با مس بكوبند و يا بر او بمالند ، مس را ريزه كند و آشاميدن سوختهء گردكان - كه با پوست سوزانيده باشند - به قدر يك مثقال با رب [ آب ] مورد و امثال آن جهت قطع خون بواسير ، مجرب و اكتحال آن جهت جرب و سبل و دمعه ، مفيد و به دستور ، ضماد مغز كهنهء محرق او با زفت جهت قروح سر و جوشانيدن صحيح او در روغن متغير الطعم و ساير اطعمه متغيره ، باعث رفع تغيير آن و رب او كه از آب گردكان سبز و عسل و يا [ با ] ربّ انگور ترتيب دهند جهت خناق و بثور دهان و خون بن دندان و اورام و سستى آن بىعديل و طلاى تازه او به مثل آن ، برگ او و برگ حنا جهت نزلات و صداع مزمن و شقيقه و كل اوجاع بارده ؛ مثل نقرس و جهت فالج امثال آن و قطور آب