[ 1512 ]
چمكودرى :
اسم هندى خفاش است .
[ 1513 ]
چميل :
به لغت ديلم ، چيكلك است .
[ 1514 ]
جمكدل :
اسم هندى قلقاس است .
[ 1515 ]
جميلى :
اسم هندى ياسمين بستانى است .
[ 1516 ]
جنطيانا :
به يونانى اسم بيخى است دراز و غليظ و مايل به سرخى و به تيرگى و تلخ و رومى او را ساق ، به قدر انگشتى و در طول ، قريب به دو ذرع و برگش شبيه به برگ گردكان و سرخ و ريزه و با تشريفات و گلش سرخ مايل به كبودى و ثمرش را غلاف ، شبيه به كنجد . غير رومى را جرمقانى نامند و برگش شبيه به حماض و او ، غير مستعمل است .
در اولِ سوم ، گرم و خشك و به غايت ملطّف و منقّى و جالى و مفتّح و محلّل و مدرّ و ترياق سموم و مخرج جنين و جهت گزيدن سگ ديوانه و هوامّ و سموم مشروبه و ورم جگر و سپرز و عسر بول و احتباس حيض و ضماد او جهت گزيدن جانوران و جراحات قروح خبيثه و ورم بارد احشاء و جهت ضربه و سقطه و كسر اعضاء و وثى و ازالهء بهق و طلاى او با حنا بر كف دست قاطع خون حيض و استعمال او با سداب در ترياقيه ، اقوى است .
مضر سينه و مصلحش اسقولوفندريون [ اسقولوقندريون ] است و قدر شربتش تا يك مثقال و بدلش در تفتيح و تحليل ، يك وزن و نيم او اسارون و نيم وزن بيخ كبر و در ساير مواضع ، قسط و زراوند به وزن او .
بقاى قوت او تا سه سال و عصارهء او در افعال ، قوىتر و قوتش تا هفت سال باقى است و طريق اخذ او آن است كه او را كوبيده ، پنج روز در آب خسيانيده ، بجوشانند تا آب ، غليظ شود پس صاف نموده طبخ دهند كه منعقد گردد .
[ 1517 ]
جند :
به فارسى آش بچگان و به تركى اغلان آشى نامند و آن ، شبيه به خصيه است و حيوان آن مائى و در انهار عظيمه بيشتر يافت مىشود و از سگ ، بسيار كوچكتر و موى او سرخ مايل به سياهى و در خارج آب تعيّش نمىكند و در ديلم ، او را شنك نامند و قياس ، تقاضاى آن نمىكند كه خصيهء آن به عظم جند باشد و حقير تازهء آن را ملاحظه نموده كه صياد قطع نموده اصلا بو و لون نداشته و بعد از جوشانيدن او در آب خاكستر و پرورده كردن به دود كاه ، بعد از مدتّى صاحب بوى و لون شده و اين كه در او نوعى استحاله هست