شكى نيست و آن حيوان ، غير سگ آبى بحرى است . و بهترين او سرخ و بعد از آن ، زرد اوست و سياه او از سمومات قتّاله است .
در آخر سوم ، گرم و خشك و مفتّح و محلّل و ترياق ادويهء باردهء قتّاله و اكثر هوامّ و مجفِّف و جهت احتباس حيض و اخراج مشيمه و جنين و نفخ و فواق و مغص و ماليخولياى مراقى و قولنج بلغمى و ريحى و خفقان بارد و نسيان و فالج و رعشه و ساير امراض باردهء دماغى و عصبانى ، نافع و مهيّج حرارت غريزى و سعوط و طلاى او جهت درد سر مزمن و سبات و كزاز و صرع و تشنج و سرسام بلغمى و روغن او و به دستور ، تضميد او با روغنها جهت تحليل اورام مزمنه و دردهاى بارد ؛ مثل مفاصل و امثال او و گذاشتن اودر گوش جهت رياح و ثقل سامعه و وجع باردهء آن و اكتحال او جهت ظلمت بصر و دمعه و سبل و حمول او مصلح حال رحم و مسقط جنين و مدر حيض و بول و آشاميدن آن به قدرى كه افيون خورده باشند ، رافع سميت افيون و چون با مساوى او افيون بسايند سميت او را زايل مىكند .
مضر محرورين و مصلحش شربت بنفشه و قدر شربتش تا يك دانگ و بدلش مثل او وج و نصف او فلفل و در بعضى مواد به وزن او مشك و در امراض جگر ، فرفيون و جهت تحليل رطوبات لزجه سه وزن او فلفل و ثلث او دارفلفل و ثلث آن زرنباد است و جند سياه به قدر يك درهم كشنده است در مدت يك روز و ترياق او ترشى ترنج و شير الاغ .
[ 1518 ]
جنجل :
قسمى از هليون است و از دمشق خيزد و در افعال ، مثل اوست .
[ 1519 ]
جنيد :
غنچهء نشكفته از هر درختى را گويند و اكثر استعمال او در جنيد الرمان است .
[ 1520 ]
چنار :
اسم فارسى دلب است .
[ 1521 ]
جناح :
به لغت اندلس ، راسن است .
[ 1522 ]
جنتوريه :
قنطوريون است .
[ 1523 ]
جناح النسر :
حرشف است .
[ 1524 ]
جنى احمر :
ثمر قطلب است و در قاف ، مذكور .
[ 1525 ]
جنجر :
آذان العنز است .
[ 1526 ]
جنبيل :
صعتر است .
[ 1527 ]
چنبه :
به هندى زنبق را گويند .