در زير سر گذاشتن او باعث ديدن خوابهاى مشوش است . قدر شربتش تا نيم درهم و در ظروف او اكل و شرب نمودن ، در آثار ، مثل آشاميدن اوست .
[ 1500 ]
جمد :
به فارسى يخ نامند .
در طبع ، مثل ثلج و از آن لطيفتر و جهت هيضه و تبهاى صفراوى و محرق ، به غايت نافع و ضماد او بر پيشانى جهت رعاف مجرب و مضرّ اورام باطنى و اعصاب است .
[ 1501 ]
جمار :
به فارسى پنيرِ خرما گويند . و آن ، در اعالى درخت و موضع طلع است و قلب النخلة نيز گويند و سفيد و شيرين و قريب به طعم شير است .
در اوّل ، سرد و خشك و مقوّى معده و قاطع اسهال و جهت غلبهء صفرا و لاغرى گرده و غليان خون و نفث الدم و درد سينه و سعال و رفع ضرر نبيذ و رفع خمار و قى صفراوى و صاف كردن آواز و منع تحلل ارواح و جذب حرارت غريبه از بدن و ضماد او جهت گزيدن زنبور ، نافع .
مضر شش و مولد رياح و بطى النزول و مصلحش عسل و خرما و زنجبيل پرورده است .
[ 1502 ]
جمهورى :
شرابى است كه مثلث را با آب بجوشانند تا آب بسوزد و مدتى بگذارند و استعمال نمايند و بعضى شراب انگورى سه ساله را جمهورى نامند و گويند آبِ انگورى است كه در جوشانيدن ، به نصف رسيده باشد .
گرم و خشك و منضج و محلّل و مشهّى و معين جماع و سريع الانحدار و مولد خون غليظ و مسخّن احشاء است .
[ 1503 ]
جمجم :
بيخى است شبيه به زردك برّى و باريك و دراز و اندرون او سفيد و بيرونش ما بين سفيدى و زردى و خوشبو - قريب به بوى نانخواه - و گياه او شبيه به زردك و با اندك تلخى و تندى و شيرينى و از بلاد چين خيزد و در لرستان ، كزرموشان نامند و ساق و برگش شبيه به زردك است .
در سوم ، گرم و خشك و محرِّك باه ؛ خصوصاً مربّاى او جهت ربو و سرفه و نزف الدم و ذات الريه و ذات الجنب ، نافع .
مضر سپرز و مصلحش صمغ عربى و قدر شربتش تا دو درهم .
« امين الدوله » گويد : از يك مثقال تا يك مثقال و نيم او با جلّاب ، رافع خفقان ، در حال و از مجربات است .