تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
موافقِ صاحب شقيقه ، از مجربات است و چون زهره او را با خاكستر چوب گز و عسل آميخته بنوشند جهت سلس البول و بول فراش ، آزموده است و طلاى خون او با روغنها جهت كشتن قمل ، مؤثر و اكتحال خون او و زهرهء او جهت شب كورى ، نافع و چون او را ذبح كنند يك چشم او مفتوح و يكى مطموس مىباشد ، تعليق مفتوح او باعث بيدارى و مطموس او مورث خواب است . [ 1458 ]

جغرات :

به لغت خراسان ، اسم ماست است . [ 1459 ]

جفت آفريد :

مؤلف « تذكره » گويد كه اسم يونانى است و به معنى مزوج است و به حسب ظاهر ، فارسى بودن او ، اظهر است ؛ چنان كه مؤلف « ما لا يسع » بيان نموده و آن ، نباتى است ساقش به قدر شبرى و شاخه‌هاى بسيار باريك و برگش ريزه تر از بر گ نخود و متلاصق به هم و در طرف ساقش غلافهاى شبيه به هليله و بادام از سه عدد تا چهار عدد و اطراف غلافها ، خاردار و در درون هر غلافى سه پرده و تخمش شبيه به حلبه و در هر پرده ، پنج عدد مىباشد . در دوّم ، گرم و در اوّل ، خشك و با رطوبت فضليه و در تقويت باه ، قوىتر از خصية الثعلب است و چون هفت [ هشت ] مثقال تخم او را با گوشت برهء يك ساله بجوشانند و صاحب استسقاء يك هفته مداومت به آب او نمايد طبلى و لحمى را رفع نمايد و مربّاى او با عسل ، به غايت محرِّك باه . مضر گرده و مصلحش كتيرا و قدر شربتش تا دو درهم و بدلش شونيز است . [ 1460 ]

جفت :

پوست ملاصق لبوب است و بر طلع هم اطلاق مىكنند و جفت البلوط ، در بلوط ، مذكور است و از مطلق اين اسم ، مراد ، اوست . [ 1461 ]

جفرى :

كفرى است . [ 1462 ]

جقطوط :

به قاف ، شوكران است . [ 1463 ]

چكاوك :

اسم فارسى قبره است . [ 1464 ]

جگر :

به فارسى اسم كبد است . [ 1465 ]

چكوتكه :

اسم تركى جراد است . [ 1466 ]

چكردك :

اسم تركى دانهء ميوه‌هاست . [ 1467 ]

چكنا :

اسم هندى حباحب است .