در سوم ، گرم و خشك و محلّل و مفتِّح و مدرّ حيض و بول و مقوّى اعصاب ضعيفه و مضعف اعصاب صحيحه و مسقط جنين و قاتل او و با قوت ترياقيه و جهت تبهاى دايره و كوفتگى و تعقد عضل و درد مفاصل و دردى كه از صدمات به هم رسد و فالج و صرع و امراض بارده دماغى و رعشههايى كه بعد از جماع به هم رسد و مغص و سرفهء بلغمى و تقطير بول و جرب مثانه و نفخ رحم و قولنج بلغمى و ريحى و استسقاء و حصات و رفع سموم و منع نزلات و جبر شكستگى استخوان و ضماد او جهت جراحات خبيثه و رويانيدن گوشت بر استخوان و ساير اعضاء و منع آن از قبول آفات و دردهاى بارده و رياح و با روغنها جهت اعياء و با روغن زيتون جهت گزيدن سگ ديوانه و حمول او مسقط جنين وجهت امراض باردهء رحم و اكتحال او جهت بياض و نزول آب و سنون او جهت درد دندان و منع تاكل آن و طلاى او [ تضميد او ] جهت قروح و نار فارسى ، مفيد .
مضر انثيان و مصلحش مُرّماحور و خيسانيدن اودر مطبوخ عنبى . و قدر شربتش تا يك مثقال و بدلش به وزن او قنّه يا شير انجير و يا اشق .
بيخش جهت قروح مزمن و حمول او جهت گشودن حيض و اخراج جنين مرده به غايت قوى الفعل است و آشاميدن تخم او با شراب جهت اختناق رحم و نيم مثقال او با نيم مثقال زراوند طويل جهت گزيدن هوامّ و با نيم مثقال افسنتين جهت احتباس حيض ، بسيار نافع است .
[ 1375 ]
جاموس :
به فارسى گاوميش نامند . قسمى از گاوست .
گوشت او گرم و خشك و بسيار غليظ و جهت اصحاب رياضات و هزال كليه ، نافع .
مولد سودا و مضرّ درد مفاصل و امثال او و مصلحش آبكامه و دارچينى و ادويه ملطفه و آشاميدن سمّ سوختهء او جهت صرع و كعب محرق او با عسل جهت تفريح دل و فربه كردن بدن و تقويت جگر و ذرور او مجفِّف قروح و رافع حكّه و مقوّى باصره و قدر شربتش تا سه مثقال .
ضماد سمّ سوختهء او با روغن زيتون ، محلّل خنازير و با سركه جهت داء الثعلب ، نافع و بخور موى او و شاخ او باعث گريختن افعى است .
[ 1376 ]
جاصا :
به لغت سريانى ، اسم اجاص است .
[ 1377 ]
جار النهر :
سلق الماء است .