[ 1262 ]
تُفّاح :
به فارسى ، سيب نامند . شيرين او در اوّل ، گرم و در دوّم ، تر و ترش او در اولِ دوّم ، سرد و خشك و ترش و شيرين او - كه ميخوش نامند - در حرارت و برودت ، معتدل و در اوّل خشك و مجموع او ، مقوّى دماغ و دل و جگر و جهت خفقان و عسر النفس ، نافعاند و شيرين او ، مفرّح و ملطّف روح حيوانى و سريع الاستحالة به صفرائى كه در معده باشد و با قوت ترياقيه و پختهء او جهت سرفهء يبسى و آب او با شراب و گوشتاب جهت رفع غشى ، مجرب و آب او در معاجين مفرحه ، مقوّى فعل آن .
اكثار خوردن او باعث تبهاى مركبه و نسيان و مولد رياح و مصلحش اغذيهء لطيفه است .
ترش او ، قابض و مسكّن قى و عطش و موافق معده صفراوى و پختهء او در خمير جهت اسهال دموى و مصلح ادويهء سميه و خشك كردهء او با آب انار و ادويهء مناسبه جهت تقويت معده و اسهال صفراوى و تسكين قى ، نافع و اكثار او ، مضرّ سينه و مورث ذات الرية و رياح عروق و مصلحش گلقند و دارچينى است .
ترش شيرين او ، مولد خلط صالح و در افعال ، مثل ترش است . نارس و بىمزه او ، مولد خلط خام و ضماد اودر ابتداء اورام حارّه ، نافع .
سيب تلخ ، قابض تر از همه و عصارهء سيب و عصارهء برگ او جهت سموم ، مفيد .
قدر شربتش هفت مثقال است و شكوفهء او با ادويهء موافقه ، جهت رفع اخلاط متعفنه سينه و با ادويه مفرحه ، جهت تفريح ، مؤثر است .
و گويند : اقسام سيب ، هرگاه به خلط حارّ كه در معده باشد برسد ، دفع آن مىكند .
ربّ سيب ترش كه آب آن را بدون شيرينى به قوام آورده باشند ، در آخرِ اوّل ، سرد و در رطوبت و يبوست ، معتدل و جهت غلبهء صفرا و غثيان و اسهال صفراوى و قى آن و دفع غم و الم سوداوى ، نافع و مضرّ اسهال دموى و شش .
رب شيرين او در افعال ، قوىتر از سيب شيرين است .
شربت سيب جهت سموم و و با و تفريح قلب ، بسيار مؤثر و مربّاى او در جميع افعال ، بهتر از مفرد اوست .
[ 1263 ]
تفاح برّى :
زعرور است .
[ 1264 ]
تفاح الارض :
بابونج است .