شاخههاى مشبّك او مايل به لاجوردى و گلش سفيد و با رطوبتى است كه به دست مىچسبد .
در دوّم ، گرم و خشك و مسكّن مغص و رياح غليظه و مفتّح و جهت عرق النسا مجرب دانستهاند . ضماد مطبوخ او با روغن زيتون ، محلّل اورام صلبه و بلغمى و سوداوى و مورث سحج و مصلحش صمغ عربى و قدر شربتش تا يك مثقال است .
[ 762 ]
بُخْتُج :
مطبوخ است .
[ 763 ]
بخيب :
بول شتر اعرابى است .
[ 764 ]
بَد اسِقان :
معرَّب از بدسگان فارسى و آن گياهى است شبيه به بردى و زرد رنگ ذهبى و باريكتر از بردى و از آن نرمتر و منبت او نيزارها و در آبهاى ايستاده . و اهل زنج ، دست و رنجن از آن مىسازند . و گويند در آذربيجان بسيار است .
گرم و خشك و ملطّف و محلّل و مدرّ بول و بدل كشت بر كشت و موافق امراض بارده .
قدر شربتش از يك درهم تا سه درهم و بدلش يك وزن و نيم او درونج و به وزنش زيرهء كرمانى است .
[ 765 ]
بدرانك :
اندريان است .
[ 766 ]
بِدليون :
مقل است .
[ 767 ]
پده :
اسم فارسى غرب است .
[ 768 ]
بَد كَسِكان و بَدكِسان و بَد شِقان :
بد اسقان است .
[ 769 ]
بَرَنْجاسَف :
به فارسى بوى مادران نامند . نباتى است ساق دار قريب به ذرعى و شاخههاى او باريك و برگش ريزه ، و گلش مثل شبت چتر دار ، و زرد و سفيد و مايل به كبودى نيز مىباشد . ثقيل الرايحة و با عطريت و با نبات آن اندك چسبندگى است و در كوه ، و صحراى سايه دار مىرويد . و او غير قيصوم است ؛ چه قيصوم ، شبيه است به افسنتين و اكثر ، يك ساق از يك ريشه مىرويد و بىشاخ و زياده بر سبزى است [ شبرى است ] . و برگش شبيه به برگ ساق زنبق و از آن بسيار ريزه تر و با چسبندگى قليلى و گلش زرد و سفيد مىباشد . و با عطريت قوى ، بىثقل رايحه . منبت او مخصوص كوههائى است كه باران در آنجا بيشتر شود و اكثر اطبّا و عشابين ، مشوش ذكر كرده و هر دو را يك چيز