[ 747 ]
پتكرى :
به هندى شب يمانى است .
[ 748 ]
پتى :
به هندى مراره است .
[ 749 ]
پتهر :
به هندى حجر است .
[ 750 ]
پتانه :
به هندى خلر است .
[ 751 ]
بثادى [ بثاوى ]
: به ثاء مثلثه ؛ به يونانى سرخس است .
[ 752 ]
بُجْم :
ثمرة الطرفا است .
[ 753 ]
بچ :
به هندى وج است .
[ 754 ]
بجناك :
به هندى بيش است .
[ 755 ]
بجوره :
به هندى اترج است .
[ 756 ]
بجهو :
به هندى عقرب است .
[ 757 ]
بحتجاث :
به حاء مهمله ، اذان العنز است .
[ 758 ]
بُحْ :
به لغت اندلس ، قطلب است .
[ 759 ]
بخور مريم :
قسمى از عرطنيثا و غير اوست . و آن ، نباتى است برگش شبيه به برگ لبلاب كبير و يك روى او سبز و يك روى ، مايل به سفيدى و مزغب و ساقش به قدر چهار انگشت و گلش مثل گل سرخ و از او بعضى هم كبود مىشود و بيخش مثل شلغم و عريض و سياه و گياه او را شجرهء مريم نامند . و منبت او ، جاىهاى سايه و مستعمل از آن ، بيخ و عصارهء اوست و عصارهء او قويتر از بيخ است .
گياه عرطنيثا ، خاردار و ساقش دراز تر و برگش شبيه به برگ كلم و پر شاخ و بيخش شبيه به بخور مريم و سياه و در او ، مثل گره ، چيزها بر آمده مىباشد به خلاف بخور مريم .
در اولِ سوم ، گرم و خشك در آخرِ آن . مفتّح و محلّل و جاذب و ملطّف و مسقط جنين و مدر بول و حيض و عرق و شير و جهت يرقان و تفتيح افواه عروق و ماساريقا و دفع فضول از اقطار بدن و منافذ و ربو و با شراب ، جهت رفع ضرر ادويه قتّاله و زياد كردن مستى شراب و با ماء العسل مسهل بلغم و خلط غليظ و ضمادش پاد زهر دواهاى كشنده به قوت جاذبه است . و با سركه جهت نتو مقعد و كلف و داء الثعلب و به جهت نقرس و التواء عصب و با روغن زيتون كهنه جهت شقاق كه از سرما به هم رسيده باشد و حمول و تعليق او جهت عسر ولادت ، به غايت نافع .