و به اين اسم مسمى است . و آن ، شبيه است به كرفس و خوشبو شبيه به بوى رازيانه و با اندك تندى و تخمش سبز و باريك .
در دوّم ، گرم و خشك و مقوّىّ معده و جگر و احشاء و محلّل رياح و مانع نزلات و مفتِّح سدهء جگر و سپرز و مدرّ بول و مسمِّن بدن و گرده و محرِّك باه و منقّى مجارى بول و جهت بواسير ، بسيار نافع .
مضر دماغ و مصلح او نيلوفر و قدر شربتش تا دو مثقال و بدلش بسباسه .
مداومت خوردن نبات او جهت رفع زردى رخسار ، آزموده . و در ساير خواص و رفع خمار ، ضعيفتر از تخم اوست .
[ 775 ]
بَرْسيان :
اسم فارسى نباتى است . منبت او ، بلاد بابل كه حوالى كوفه باشد و بىشكوفه و گل ، تخم مىكند و در اوّل تموز مىرسد و از ادويهء غير مشهوره است .
گرم و خشك و مقوّى دماغ و معده و جگر و روح نفسانى و محلّل رياح و ملطّف . و طلاى آب او با گل سرخ جهت رفع سياهى جلد كه از جرب و غير آن باشد مجرب دانستهاند . و آب مقطَّر او كه عرق او باشد ، بوى قرنفل مىدهد و در خواص ، مثل بادرنجبويه است .
[ 776 ]
برم :
مؤلف « مغنى » ، شكوفهء ام غيلان مىداند و مؤلف جامع « بغدادى » ، شكوفه درخت خاردارى مىداند شبيه به ام غيلان به قدر زعرور و زرد و با سفيدى و خوشبو .
منوّم و مفرّح و تازهء او ، مسهل و خشكش قابض و جهت سرفهء كهنه و نفث الدم ، نافع .
و عرق او جهت تفريح در عطريات ، مستعمل . و گويند در خواص ، مثل عرق بيد مشك است .
[ 777 ]
بُرْنُوف :
به فارسى شابانك و معرَّب از او شابانج است . درختى است قريب به درخت انار و پر شاخ و برگش شبيه به برگ زعرور و از آن تيره تر و مزغب و رايحهء او تند و بد بوى و شكوفهء او مثل خوشه و با زردى و وسط شكوفهء او زغب دار .
در دوّم ، گرم و خشك و محلّل و مجفِّف رطوبات و منقّى دماغ و شكنندهء بادها و عصارهء برگ او جهت صرع اطفال و سيلان رطوبات دهن و تحليل رياح و تقويت معده و تسكين درد احشاى ايشان شرباً و ضماد نافع . سه درهم آن با يك دانگ جاوشير ، مسهل قوى است و يك مثقال او با يك حبّه جا و شير ، مسكّن مغص كل حيوان كه از سردى