مضر مقعد و محرورين و مصلحش كتيرا [ گشنيز ] و آب انار و قدر شربت از عصارهء او نصف درهم و از بيخش تا دو مثقال .
از خواص اوست كه چون بر شكم ضماد نمايند ، اطلاق نمايد و جنين را اسقاط كند . و طلاى گياه تازهء او كه كوبيده باشند جهت ورم سپرز بىعديل و سعوط او ، به غايت منقّى دماغ .
تخمش جالى و ضماد او جهت كلف و نمش و خنازير و ورم صلب و داء الثعلب و اكتحالش جهت نزول آب ، مفيد و عصاره و بيخ او در اين افعال ، قوىتر است .
و قسمى از بخور مريم را نباتش شبيه به ثيل و برگش باريك و عساليج او به قدر ذرعى و باريك و در اطراف آن مثل شعبهاى از شعبههاى گل شبت و تخمش شبيه تخم شبت مىباشد . تعليق بيخ او را در منع حمل ، مجرب دانستهاند .
[ 760 ]
بَخُور الأكراد :
نباتى است غير حماما ، ساقش شبيه به ساق رازيانه و برگش در حوالى بيخ و انبوه و گلش زرد و بيخش باليده و سياه و صلب و پر رطوبت و منبت او كوههاى درخت دار و صمغش كه از ساق او به هم رسد سرخ و بدبو و با تندى .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و عصارهاش در اولِ سوم ، و بيخش در آخرِ دوّم ، و گياه او در دوّم . مدرّ فضلات و مفتّت حصات و مسقط جنين و مفتِّح و صمغش جهت سينه و شش و سرفه و امراض بارده مثل فالج و صداع بلغمى و ضماد او جهت سرسام بلغمى و عرق النسا و كزاز و مانند آن . بخورش جهت اختناق رحم و سبات و گريزانيدن هوامّ و عسر ولادت و سدهء زكامى و تجفيف رطوبات دماغى و نزلات و هواى وبائى و قطور او جهت ثقل سامعه و درد گوش با روغن گل سرخ و سنون او جهت [ درد ] دندان كرم خورده و ريزانيدن آن ، مؤثر . و بيخش مليّن طبع و جهت جراحات خبيثه و اندمال آن وجهت عسر بول و مغص و تحليل نفخ و درد مثانه و طلاى سوختهء او با زفت جهت قروح رطبه و يابسهء سر ، نافع . و در ساير افعال ، ضعيفتر از صمغ او .
گياه آن ، اضعف و مضرّ دماغ ضعيف و مكرب و مصلح او نيلوفر و قدر شربت از صمغ او نيم مثقال و از عصارهء او يك مثقال و از جرم او دو مثقال و بدلش حبّ الغار است . و گويند حمول يك قيراط او ، در ساعت اسقاط جنين مىكند .
[ 761 ]
بخور السودان :
به هندى رسبت نامند نباتى است مشبّك و به قدر شبرى و