تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
شير و قدر شربتش تا سه مثقال و روغن او كه آب او را با مثل آن روغن زيتون جوشانيده باشند تا روغن باقى ماند گرم و تند و جالى و نصف اوقيهء او با آب گرم جهت اخراج كرم معده و طلاى او جهت مواد بارده و تحليل رطوبات و تقويت اعصاب ، نافع است . [ 673 ]

بادْزَهر [ پادزهر ]

: اسم فارسى ترياقات است و به عربى حجر السم نامند و مراد اطبّا از او حجرى است كانى و هر گاه پاد زهر حيوانى استعمال نمايند مراد از او حجر التيس است . مؤلف « اختيارات بديعى » ، انكار معدنى نموده و متوجه آن نشده و اين معنى دليل است بر عدم مطالعه كتب معتبره . « ابن تلميذ » در مغنى گويد كه معدن او براى « ارسطو » و غيره ، اقاصى هند و اوايل چين است . پنج قسم مىباشد : سفيد و زرد و سبز و اغبر و منقط و رازى در طب ملوكى بيان نموده كه ما بين زردى و سفيدى و به رنگ وسمه مشاهده نموده و در رفع ضرر ، بيش تجربه كرده . و « ابن مندويه » گويد كه زرد مايل به سبزى و سفيدى است . و در نخب ، مسطور است كه معدن او كرمان در كوه زرند است ، و سه قسم مىباشد : سبز نيم رنگ و زرد مايل به سفيدى و مايل به سرخى و چيزى با او هست كه در آتش نمىسوزد و آن را مخاط الشيطان نامند . و حقير ، قسم سبز تيره و زرد مايل به سياهى و زرد كاهى را مشاهده نموده است . گويند امتحان او آن است كه زردچوبه را به روى سنگى بسايند و بعد از آن پادزهر را ، هرگاه رنگ زرد چوبه سرخ شود خوب است و الا فلا . و گويند علامت خوبى آن ، است كه در آفتاب گرم ، عرق كند و چون سائيده و بر موضع گزيدهء افعى و مانند آن بپاشند سمّ را به طريق رشح رفع نمايد . و چون قدر دو جو را با آب سائيده در گلوى افعى و مار كنند بكشد و يا به حيوانى كه بيش و امثال آن داده فادزهر بدهند ، هرگاه از آن خلاص يابد خوب است و حقير ، اين امتحان را بهتر مىداند . در حرارت ، معتدل و در آخرِ دوّم ، خشك و تا دوازده جو آن مقاوم جميع سموم حيوانى و نباتى و معدنى و مداومت او هر روز به قدر قيراطى حافظ صحت و مانع ضرر هواى وبائى و اختلاف مياه و اهويه و نگاه داشتن او مانع گزيدن هوامّ و موافق جميع امزجه و مقوّى دل و اعضاء رئيسه و حافظ حرارت و رطوبت غريزى و مانع تعفن