تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
مضر شش و مصلح او افسنتين و بدلش شاهتره . و قدر شربت از تخمش تا دو مثقال و از آبش سه مثقال و از خواص بيخ اوست كه چون در خانه بياويزند هوامّ بگريزند . [ 677 ]

بارِيلُوفالُن :

به لغت اندلسى ، عينيه گويند و آن ، نباتى است بىساق و برگش شبيه به برگ لبلاب كوچك و در شعب برگش ثمرى شبيه به دبق و با رطوبتى بسيار چسبنده و مزغب و تند بوى و بر جامه و ساير اشياء مىچسبد . گرم و محلّل و مقطع و مجفِّف قوى و تخم و برگش مدرّ بول و اكثار او مدرّ خون و يك مثقال آن با شراب جهت سپرز و ضيق النفس و ضماد ثمر كوبيدهء او بر اعضاء ، مانع قشعريره تبها . به حدى مجفِّف منى است كه چون سى و هفت روز تناول نمايد ، قطع نسل كند . و طلاى او ، محلّل مواد بلغمى و سوداوى است . [ 678 ]

بارُود :

به اصطلاح اهل مغرب ، اسم زهرة الأسيوس است و دراسيوس مذكور شد . و به اصطلاح اهل عراق ، اسم شوره است و در ابقر مذكور شد كه آن بخار مائى است كه در شوره زار منعقد گردد بعد از رفع اجزاء كثيفه شبيه به نمك سفيد مىشود و به جهت تحريك اشياء ثقيله و تغيير معادن ساليوس صقلبى استخراج نموده و بالفعل مركب او را با گوگرد و زغال چوب بيد ، بارود نامند . از سموم و در طب ، غير مستعمل است و ذرور او حابس خون زخمهاى تازه است با كمال سوزش و نهايت احتراق و از خواص ابقر است كه چون آهن را به زرنيخ بيالايند و با مثل آن مس بگدازند و بعد از آن شوره بر او بپاشند ، مس از آهن صعود نموده و آهن در كمال نرمى گردد . [ 679 ]

بازى :

به فارسى باز نامند و از جملهء سباع طيور و معروف است . گوشت او در دوّم ، گرم و در سوم ، خشك و بطى الهضم و ردى الغذاء و محلّل اورام و جاذب سموم به خود و پر سوخته او جهت اندمال جراحت و قطور خون او جهت بياض عين و طرفه و همچنين زهرهء او ، به غايت مفيد . و طلاى سرگين او جهت رفع آثار و كلف و حمول او جهت اخراج مشيمه و جنين و اعانت بر حمل ، گويند مجرب است . [ 680 ]

باشَق :

معرَّب از باشه است ، و به عربى صقر نامند . در دوّم ، گرم و خشك و لطيف تر از باز و زهرهء او جهت نزول آب و بياض عين و طرفه ، قويتر از زهرهء باز . و سرگين او جهت ازاله كلف ، مجرب . و گوشت او را چون نمك سود كرده بسايند و سه روز با آب سرد بنوشند جهت سعال بارد و ربو نافع .