در اولِ سوم ، گرم و در دوّم ، خشك و قوتش تا ده سال باقى است . مفتّح و محلّل و مليّن و مسخّن و مدرّ حيض و مسقط جنين و با عسل مفتّت حصات و مفتّح سدّه گرده و ترياق سمومات ، و جاذب وجهت عسر النفس و سرفهء كهنه و ربو و اختناق رحم و صرع و بواسير و قطع عضل و امراض عصب و علل بلغمى و ضعف معده و جگرو سپرز و با شراب جهت سموم و طفسيقون ، نافع . ضمادش جهت دمل و خنازير و اعيا و كزاز و كلف و قلع آثار و با مرهمها جهت رويانيدن گوشت و گذاشتن او بر دندان كرم خورده جهت رفع درد آن و بخورش جهت صرع و اختناق رحم و اخراج جنين و مشيمه ، نافع .
مضر دماغ و مصلحش روغن بنفشه و كافور و مفسد گوشت صحيح است . قدر شربتش يك درهم و به جهت سموم ، يك مثقال و بدلش نيم وزن او سگبينج و ربع آن جاوشير است و قطور او با روغن سوسن جهت درد گوش و درد سر بلغمى مفيد است .
[ 676 ]
باد آورد :
لغت فارسى است و كنگر سفيد نيز گويند و به عربى شوكة البيضا نامند و مؤلف « جامع تميمى » ، او را عصفر برّى مىداند و آن ، نبات خار دارى است به قدر دو ذرع و ساقش به قدر انگشت ابهام و بزرگتر از آن و مثلث و سفيد و مزغب و خاردار و ثمرش مثل قبه و پرخار و گلش بنفش و در جوف قبّه چيزى مثل پشم و خارهاى قبّه به قدر سوزن و تخمش شبيه به قرطم و مدور .
بعضى شكاعى را غير باد آورد نمىدانند و مىگويند كه شكاعى اسم عربى است و باد آورد اسم فارسى او . و تحقيق آن است كه يك جنساند و شكاعى را گلش مايل به زردى و برگش عريض تر و سفيد تر و قبّه او بزرگتر و ساق او كوتاه تر است و تخمش با اندك پهنى .
در آخرِ اوّل ، گرم و خشك و گويند در اوّل ، سرد است و اظهر ، حرارت اوست . بيخش قويتر و با قوت مبرده و مجففه و محلله است و تخمش گرمتر و لطيف و مفتِّح و قويتر از برگ اوست . مسهل بلغم غليظ و سودا و مدرّ [ حيض و ] بول و مفتّت حصاة و مفتّح سدد و محلّل و با قوت قابضه و مقاوم سموم و يك درهم از بيخ او جهت نفث الدم سينه و اسهال كهنه و درد معده و عسر بول و گزيدن هوامّ و تبهاى مزمن و بلغمى و سوداوى و ضعف معده و استسقاء و يرقان و تخم او جهت كزاز و تحليل رياح و درد ورك و كمر و سرفه و ماليدن ساق تازهء او را بر داء الثعلب جهت ازالهء آن ، مجرب دانستهاند . و مضمضه به طبيخ او جهت درد دندان و ضمادش جهت ورم بلغمى و آب او جهت رفع تشنگى و التهاب ، نافع .