تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
[ 498 ]

ام وَجَع الكبد :

افنيقطس است . و مؤلف جامع « بغدادى » ، غير آن دانسته است . [ 499 ]

ام الكَلْب :

شجرى است ربيعى به قدر ذرعى مايل به زردى و برگش شبيه به برگ لاغيه و با اندك خشونت و گلش زرد شبيه به گل لاغيه و بدبو [ و ] منبت آن ، مزارع و در بلاد مصر بسيار است . عصارهء تازهء او را دو مثقال و برگ خشك شدهء او را دو درهم جهت گزيدن سگ ديوانه و اقسام مار و عقرب ، مجرب دانسته‌اند . و بايد با روغن زيتون بنوشند . [ 500 ]

امْعاء :

جمع معا . و آن ، رودهء حيوانات است . از جملهء اعضاى عصبانى و قليل الغذاء و دير هضم در سوم ، سرد و خشك و مولد قولنج و مصلحش جوارش عود و شراب و مطبوخ او با گوشت و سركه و زعفران و ادويهء حارّه ، جهت معده كه صفراى رقيق مائى متولد شود نافع است . [ 501 ]

امْبَر باريس :

به فارسى زرشك نامند . معروف است و از مطلق او ، مراد ، دانه بيرون كرده اوست . در دوّم ، سرد و خشك و با قوت قابضه و مقوّىّ معده و جگر و دل و مانع ريختن مواد به اعضاء و قاطع صفرا و تشنگى و مسكّن حرارت معده و جگر و غليان خون و با ادويهء حارّه خوشبو ؛ مثل سنبل و امثال آن ، مفتّح سدّه جگر مقوّى جگر و سرد و تر و ساير احشاء و جهت اسهالى كه از سردى و ضعف جگر و احشاء باشد . و به جهت استسقاء و با ادويهء حارّه ، جهت مبرودين و با افسنتين جهت تقويت هاضمه . و آب او ، مانع قى و غثيان و با زعفران ، جهت صلابت جگر ، نافع . دانهء او به تنهائى و با ادويهء مناسبه ، جهت قرحهء امعاء و اسهال كه از ضعف احشاء باشد ، نافع . و ضماد زرشك ، رادع اورام حارّه و شربت آن - كه آب زرشك و آب سيب مساوى بوده ، آب ليمو نصف يكى باشد و با شكر به قوام آورند - جهت رفع سموم قتّاله و گزيدن افعى و خفقان و غثيان و ضعف اشتها . مؤلف « تذكره » ، مجرب دانسته و گويد : چون آب ترنج و مرواريد اضافه كنند ، در اكثر امراض ، قائم مقام ترياق فاروق است . زرشك ، مولد ريح و مصلحش قرنفل و قابض طبع ، و مصلحش شكر و شيرينيها و قدر شربت از آب او تا بيست مثقال و از جرم او تا پانزده مثقال و از دانه او تا سه مثقال و بدلش مثل او گل سرخ و دو ثلث آن صندل سفيد است . و عصاره زرشك ، در افعال ، قويتر