درهم سبز او مسهل زردآب و يك درهم مدرّ حيض و نيم درهم مدرّ بول و ده درهم او كشنده و پنج درهم آن ، مسقط جنين زنده و مرده و طلاى او جهت بردن گوشت زياد زخمها و سنون او جهت جلاء دندان ، نافع .
مداومت به او ، مفسد دندان و مصلحش مغز تخم كدو و روغن بنفشه و مضرّ مثانه و مصلحش عسل است .
[ 324 ]
اشْراس :
به فارسى سريش نامند . و آن ، بيخى است غير بيخ خنثى ؛ چه ساق خنثى كوتاه و كوچك و گلش سفيد است . و سريش را ساق ، بلندتر و عريض تر و برگ ، قويتر و گلش سفيد مايل به سرخى و ثمرش مستدير و تند طعم مىباشد و با عفوصت است .
در اوّل ، گرم و خشك و محرق او ، در دوّم ، گرم و در سوم ، خشك و ضماد او جهت جبر كسر و بادفتق و قيله و دمل و قروح خبيثه و ورم خصيه و كوفتگى عضل و و عصب و با سركه و روغن كنجد ، جهت جرب و حكّه و تليين صلابات و با آرد جو جهت سعفه و آشاميدن او جهت درد پهلو و سرفه و يرقان و صفراء سوخته و سحج و خشونت حلق و محرق او مدرّ بول و حيض و محلّل ورم بلغمى و با سركه ، دافع داء الثعلب و بهق سفيد . و تخمش جالى و قاطع اخلاط غليظه و گرمتر از اصل آن و جهت نفث الدم و با ماء العسل جهت تنقيهء جگر ، نافع .
مورث سدد و مصلحش سكنجبين و مرخى معده ، و مصلحش گلقند و قدر شربتش تا پنج درهم و از محرق او تا يك مثقال و از تخمش تا دو درهم و بدلش در اكثر افعال ، غرى السمك است و گويند مغاث و يا كرسنه .
[ 325 ]
اشيران :
اسم يونانى خصى الكلب است ، و مؤلف « تذكره » ظاهراً غافل شده مكرر ذكر نموده است .
[ 326 ]
اشموسا :
نوعى از مرو ، كم بوتر از اقسام اوست .
[ 327 ]
اشقاقل :
شقاقل است .
[ 328 ]
اشنان دارو :
اسم فارسى زوفاى خشك است .
[ 329 ]
اشتلابوس :
دارشيشعان است .
[ 330 ]
اشقون :
اسم تركى ريباس است .
[ 331 ]
اشياف ماميثا :
در ماميثاء ، ان شاء اللّه تعالى ، مذكور مىشود .