تقويت چشم . و نقيع آنچه از درخت بلوط باشد جهت حرارت و حمرهء چشم ، مفيد .
مضر امعاء و مصلحش انيسون و قدر شربتش تا سه درهم و بدلش قردمانا به وزنش . و بخور او جهت اختناق رحم مؤثر است .
[ 322 ]
اشْخيص :
لغت عربى است . سفيد و سياه مىباشد . برگ نوع سفيد او ، سفيد و به حسب اماكن ، گاه است سرخ و ازرق نيز باشد . و به دستور ، صحرائى و كوهى مىباشد . و مجموع را برگ ، شبيه به برگ كنگر و بىساق و بيخش سفيد و در ميان برگش خارى شبيه به خار كنگر و گلش بنفش و تخمش شبيه به قرطم . صمغ او را مثل مصطكى ، زنان استعمال مىنمايند . و ثمرش مثل ثمر كبر و نوع سياه را برگ ، از قسم اوّل نرمتر و ريزه تر و تازهاش سرخ و خشكش سياه و ساقش به قدر شبرى و سرخ و قبّه و گلش خاردار و نقطهدار و بيخش سطبر و سياه و گاه است سوراخها داشته باشد و اندرون او ، سرخ و لاذع زبان و مستعمل از او ، بيخ اوست . و هر گياهى كه در حوالى او رويد ، فاسد مىسازد و جزاف صاحب اختيارات ، در كمال ظهور ؛ چه تصريح نموده كه نوعى از مازريون است و مازريون از يتوعات است ، به خلاف اشخيص و اختلاف ماهيت هر يك ، از متون كتب ، ظاهر است .
سفيد او ، در دوّم ، گرم و خشك و با قوت ترياقيه و هجده قيراط او با شراب ، قابض طبع و با طبيخ فودنج جبلى جهت اخراج حبّ القرع و يك مثقال او جهت رفع جنون و صرع ، و طبيخ او جهت عسر بول و گزيدن هوامّ ، نافع . و مسهل زردآب و صمغ او با شير ، مقوّى احشاء و محلّل ورم باطنى و طلاى او با سركه ، جهت تحليل اورام ظاهرى بارده .
قدر شربتش تا پنج درهم و مصدع و مصلحش شكر است . سياه او ، در آخرِ سوم ، گرم و خشك و دو مثقال او كشنده و محرق و تند و در مشروبات ، غير مستعمل و طلاى او جهت جرب و قوبا و بهق و با روغنها جهت تحليل مواد بارده و ضماد او بر دندان مفتّت قوى و بر جراحات متأكلهء منقّى آن . و لطوخ مطبوخ او با سركه و گوگرد و قفر اليهود ، جهت قلع ثاليل ، مؤثر . و خاكستر بيخ هر دو نوع را جهت قلاع ، مجرب دانستهاند .
[ 323 ]
اشنان :
گياهى است بىبرگ و با شاخههاى ريزه و شبيه به كرمهاى خشك شده و گازران به آن جامه شويند . و سفيد او را خرؤ العصافير و سبز او را غاسول نامند و آن ، غير ابوقانس است و مؤلف « تذكره » ، اشتباه در آن كرده است .
در سوم ، گرم و در آخرِ دوّم ، خشك و جالى و محرق و منقّى و مفتّح و مدر قوى و سه