تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
[ 332 ]

اشتيوان :

به لغت مصرى ، بسفايج است . [ 333 ]

اشكانى :

به لغت تنكابن و طبرستان ، بقلهء يمانيه است . [ 334 ]

اشبيل :

به لغت گيلانى ، نوعى از بطارخ است . [ 335 ]

اشترگياه :

اسم فارسى سليخه است . [ 336 ]

اصابع فرعون :

سنگى است به قدر انگشت ، شبيه به نى و گرده دار و مجوف و با اندك پهنى و از يمن خيزد و قسمى از او با رطوبت سياه لون . آن در افعال ، قائم مقام موميائى و بهترين او مخطط و سبك و زود شكن است . در سومِ گرم و خشك و قاطع نزف الدم و محلّل اورام بارده و چون با خون جراحت سرشته ضماد نمايند به جهت التحام ، عديل ندارد . [ 337 ]

اصابع صُفُر :

بيخى است به شكل كف دست اطفال و به قدر پنج انگشت و پر از رطوبت و چون خشك شود رنگش ابلق از زردى و سفيدى مىگردد و با اندك حلاوت و منبت اوريگزارها و نزديك آبها و برگش شبيه به برگ گندنا و ساقش باريك و از بن تا سر ، پر گل و گلش بنفش . قسمى ديگر بيخى است شبيه به ناخن پلنگ و زرد و اين ، گرمتر و تندتر است . و مؤلف « تذكره » گويد كه آن ، غير كف مريم و كف عايشه است و به نهج ديگر وصف نموده . در دوّم ، گرم و خشك و به غايت محلّل فضول غليظه و منقّى اعضاء عصبانى و ترياق سموم هوامّ و جهت جنون و امراض سوداوى و بلغمى و تقويت منابت اعصاب و ضماد او جهت تحليل صلابت و بخور او جهت گريزانيدن موش و سام برص [ سام ابرص ] ، نافع . و قسم اخير ، مسقط جنين و مضر آلات بول و مصلحش تخم مورد و بلوط و قدر شربتش تا دو مثقال و بدلش يك وزن و نيم او هزارچشان و دو ثلث او سعد است . [ 338 ]

اصابِع هرمس :

شكوفهء سورنجان است و در سورنجان ، موصوف است . [ 339 ]

اصلُ الفِلْفِل :

فلفل مويه است . [ 340 ]

اصل القلت :

به فارسى بيخ شبيبى نامند و آن بيخ ماش هندى است . گرم و خشك و مسكر [ مسكّن ] و مخدّر و جهت معدهء بارده و درد مفاصل و امثال آن شرباً و ضماداً نافع . محرق خون و مورث سدد و مشوش حواس و مصلحش در شير خيسانيدن و قدر