[ 332 ]
اشتيوان :
به لغت مصرى ، بسفايج است .
[ 333 ]
اشكانى :
به لغت تنكابن و طبرستان ، بقلهء يمانيه است .
[ 334 ]
اشبيل :
به لغت گيلانى ، نوعى از بطارخ است .
[ 335 ]
اشترگياه :
اسم فارسى سليخه است .
[ 336 ]
اصابع فرعون :
سنگى است به قدر انگشت ، شبيه به نى و گرده دار و مجوف و با اندك پهنى و از يمن خيزد و قسمى از او با رطوبت سياه لون .
آن در افعال ، قائم مقام موميائى و بهترين او مخطط و سبك و زود شكن است . در سومِ گرم و خشك و قاطع نزف الدم و محلّل اورام بارده و چون با خون جراحت سرشته ضماد نمايند به جهت التحام ، عديل ندارد .
[ 337 ]
اصابع صُفُر :
بيخى است به شكل كف دست اطفال و به قدر پنج انگشت و پر از رطوبت و چون خشك شود رنگش ابلق از زردى و سفيدى مىگردد و با اندك حلاوت و منبت اوريگزارها و نزديك آبها و برگش شبيه به برگ گندنا و ساقش باريك و از بن تا سر ، پر گل و گلش بنفش .
قسمى ديگر بيخى است شبيه به ناخن پلنگ و زرد و اين ، گرمتر و تندتر است . و مؤلف « تذكره » گويد كه آن ، غير كف مريم و كف عايشه است و به نهج ديگر وصف نموده .
در دوّم ، گرم و خشك و به غايت محلّل فضول غليظه و منقّى اعضاء عصبانى و ترياق سموم هوامّ و جهت جنون و امراض سوداوى و بلغمى و تقويت منابت اعصاب و ضماد او جهت تحليل صلابت و بخور او جهت گريزانيدن موش و سام برص [ سام ابرص ] ، نافع . و قسم اخير ، مسقط جنين و مضر آلات بول و مصلحش تخم مورد و بلوط و قدر شربتش تا دو مثقال و بدلش يك وزن و نيم او هزارچشان و دو ثلث او سعد است .
[ 338 ]
اصابِع هرمس :
شكوفهء سورنجان است و در سورنجان ، موصوف است .
[ 339 ]
اصلُ الفِلْفِل :
فلفل مويه است .
[ 340 ]
اصل القلت :
به فارسى بيخ شبيبى نامند و آن بيخ ماش هندى است .
گرم و خشك و مسكر [ مسكّن ] و مخدّر و جهت معدهء بارده و درد مفاصل و امثال آن شرباً و ضماداً نافع .
محرق خون و مورث سدد و مشوش حواس و مصلحش در شير خيسانيدن و قدر