علاج اقوى محتاج باشند هر صباح به بول گرم وى بشويند و بعد از ان عنب الثعلب اندر كشند سطبرى بدين بر طرف شود و هر روز اندك صمغ سماق با چهار برابر نبات سوده اندر كشند سپيده را برو
بهم چسبيدن پلكها
چون زياده از معهود خواب و مقرر اطفال و كودكان بود مقدمهء رمد باشد علاج آنست كه هر صباح به بول گرم خودش بشويند و كحل اصفهانى كشند و بر گرداگرد چشم او از برون توتياى شسته مسحوق خشك مالند و از گرد و بوى بغل و بوى جوز تر و بوى خرپزه و شمامه حفظ كنند و اگر از دود چوب كزاب از چشم و بينى او آورند مفيد بود
درد چشم
كه آن را رمد گويند علاج آنست كه تا سه روز تمام هيچ دارد بگرد چشم او نگردانند و غذاى مرضعه و طفل خورنده از تريد كله و پاچه و آنچه چرب باشند سازند و اگر بسيار چشم بهم چسپيده باشد شير مرضعه و غيرها بر پنبه پاكيزه دوشيده بر چشمها طلا كنند و شير دخترى بهتر از شير پسرى بود و پنبه كهنه دود گز داده گرم بر پشت چشمها بستن جهت درد صعب و ورم پلكها بغايت مفيد بود و به بول گرم شستن عظيم نافع آيد و بعد سه روز زير دو مغز جوز باهم نيكو سحق كرده به آب دهن بر كف دست كرده آن را بسيار بسرشند و همچو مرهمى سازند بر وى كنند و شير بر ان دوشيده بر پشت چشم او بهبندند و شبها و روزها درد و ورم برهم چسبيدگى را عظيم مفيد بود بتخصيص در سرما و در رمد ريحى بسيار را ديدم كه بدين تدبير صحت مىيافتند و اگر مزيد بدين احتياج افتد دواى اگرمد سپيد بدستور كه در علاج رمد مزبورست به كار دارند و پرهيز همان نوع دارند تا ممكن باشد هيچ دواى قوى بگرد چشم اطفال و كودكان خورد نبايد گردانيد كه گرد چشم ايشان بغايت نازكست و بيم مضرتهاى ديگر باشد
آب رفتن از چشم
بىدردى و بىافتادن چيزى در وى چون سبب اين رفتن آب در گوش بود بوقت غسل و غيره از يك چشم آب آمدن بدان شاهد بود علاج آنست كه فتيلهء از پنبهء خشك در گوش او نهند از آن جانب و او را هم بدان گوش خوابانند تا آبها منجذب بشود و بازگردد و اگر با پشت خسپند منفذ گوش طفل را بر دهن نهند و به نفس بكشند تا آبها بيرون آيد نيكو بود و اگر آرميده و در آن منفذ نيكو بنا كنند و بر آن خسپند نيكو بود
بيرون خواستن خانهء چشم
علاج آنست كه خصص يكى با شير مرضعه سائيده و بر پنبه كرده بر پشت چشم او طلا كنند و بطبخ بابونه سرد چشم او مىشويند و همچنين به آب بادروج بعد طلى و كحل عوام با گلاب دركشيدن مفيد آيد و طفل و مرضعه فى الجمله از مقويات معده به كار مىدارند و از خوردنيهاى نفاخ و بلغمفزا پرهيز مىكنند و اكثر اوقات چشم را بسته مىدارند
ماندن چيزى در بينى
اين بوقت غذا خوردن واقع شود كه بعطسه يا سرفه و غيره چيزى