تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
به راه بينى درجهد و بماند و طفل آن را نتواند برون كردن و گفتن و آن دغدغه كند و متعفن گردد و بخار آن دماغ او را رنجه دارد و ازين جهت همواره متوحش باشد و بدخوئى و بيدلى كند و دست بر بينى خود از ان جانب مالد و به غذا و غيره نيكو ميل نكند زردى لون و بدخوابى و ضعف و سخافت پديد آيد و باشد كه از وحشت آن تپ نرمى لازم بگيرد و نيامدن نفس از آن طرف بىنزله و دست بدان هر سالت بر ان وحشت و بر ان جانب گواهى مىدهد علاج آنست كه بينى او را تمام از برون و درون چرب دارند نيكو و بوقتى كه در خواب باشد او را پشت باز خوابانيده چند قطره روغن در منفذهاى بينى او بچكاند و بعد در وقت بيدارى چيزى معطس ببويانند تا عطسه كند اگر بدان بيرون آيد فبها و الا او را به پشت خوابانند و بدست دهن او را محكم بگيرند و باز از دهن خود در بينى منفذ گرفته او سخت بدمند و متعاقب در منفذ مخالف‌ست تر بدمند تا به زور نفس طفل و باز دميده آنچه باشد بيرون آيد و گاه باشد كه بعد چرب كردن منفذ گشاده بينى او را بگيرند تا دهن بگشايد و در منفذ گرفته نيكو بدمند و آنچه باشد به راه گلوى او بازگردد بسيار طفل را ديدم كه تپ نيز بدين سبب پيدا كرده بود و بدين تدابير از بينى ايشان برنج يا نخود يا دانهء نار بيرون آمد متعفن شده و به همين علاج بعد چند روز به صحت آمدند و بسيار باشد كه بينى ايشان را از بيرون چرب كنند و چند قطره هم اندرون چكانند و همين لحظه باد اندر دمند و آن چيز بيرون آيد كودكى دانهء انار بانگشت در بينى خود فرستاد نفس باز كشيد محكم شد و به هيچ نوع بيرون نمىآمد آخر بطريق اول بيرون آمد در همان روز

درد گوش علامت

اين سبزى رنگ براز بود و پيچيدن سر و گردن و گرمى گوش و گريه و اضطراب و راحت يافتن از دست نهادن بران و بران جانب خوابانيدن علاج آنست كه آنچه ظاهر بود از سوراخ گوش او به آرد و نمك طبرزد سوده و با همديگر برابر آميخته فتيله نرم بنا كنند و بگذارند و باديان خائيده نرم در پنبه رقيق كرده در سوراخ گوش نهادن نافع بود و چوب نيم خشك باديان را به مقدار شيرى يكسر ورگيرانند و يكسر دگر آن را به زير سوراخ گوش او دارند چنان كه بخار او به گوش او دررود و آب آن نرسد مفيد بود و شير دوشيدن در گوش نافع بود و مرضعه حب الشفا و يا حافظ الصحة هر شب يك نوبت و هر روز يك نوبت خورد نيكو بود و اگر بدواى قوى احتياج افتد فتيلهء از كاغذ حرير برماد آلوده در گوش دردناك نهند و دهن درو با دهن خروع نيمگرم و روغن گاو نيمگرم با سپيدهء تخم‌مرغ آميخته اندر چكانيدن و بيرون گوش او را هم بدان چرب داشتن درد و خارش گوش را نافع بود و روغن بادامچه كوهى