و حافظ الصحة به كار مىدارد و طفل را بعد غذا نگذارد كه زود بخواب رود اگر ميسر نباشد و خواب او مطلوب بود مهد او را محكم جنبانند تا لختى مدد هضم و تحليل شود و مصطگى خائيدن طفل اندكى با نان خشك كوفته خوردن نافع آيد و تعويذات را در بىتاب تاثير كلى باشد و گفتهاند كه بلور اعلى را و پوست پيشانى خر را بر طفل تعليق كنند ترسيد خواب و بيدارى را گم كند بالخاصية و اگر بر ناشتا هر روز يك انگشت انگبين بخورانند مفيد بود و آن را كه قريب بكابوس حالتى مىباشد بوقت خواب جندبيدستر بايد بويائيدن و علاجها كه در صرع گفته شد لختى به كار داشتن و گاهى قبل از خواب بشياف صابون شكم او فروآوردن
ترسيدن از چيزها در بيدارى
علاج آنست كه اگر او را ممكن باشد بر آنچه ازو ترسيدن سازند و نبان آشنا گردانند و در اول حال برنج پاك را شستن و آن آب را دادن نافع بود و سوخته استخوان خرچنگ با نبات و خرقه بريان سوده خورانيدن نافع بود و تعويذات بدستور مذكور مفيد بود و مشغول داشتن او را چندانكه فراموش كند آن را لازم بود و آن را كه حمى از خوف پديد آيد علاج حمى خونى به كار دارند
كبودى چشم
يعنى ارزقى آنچه غير موروثى باشد علاج آنست كه در مدت چله طفل هر هفته چند نوبت مشك و زعفران برابر باهم نيكو سحق كرده بميل در چشم او كشند و اگر بشير مادر نرم كنند هم شايد و از موم شياف كوچك ساخته و در ان مسحوق مشك و زعفران گردانيده در هفته دو نوبت استعمال نمودن آيد و بعد چله اگر زائل و نشده باشد گذارند كه تا هشتكى زائل مىشود و بسيار بود كه كبودى دارد و چون بزرگ شد به خود زائل مىشود و بسيار بود كه علاج نكنند و همچنان بماند و در اولاد من اين جمله بتجربه پيوست و اگر بعلاج اقوى احتياج افتد و يا خود در چله علاج نيافته باشد فندق را بسوزانند و با روغن زيت سحق كرده بر محل نرمى سر كودك بمالند و مكرر مىسازند نافع باشد و عصارهء عنب الثعلب و عصارهء پوست انار شيرين اندر كشند نافع آيد به شرط مداومت مع الهملة و همچنين مداومت سرمه و گلاب با زعفران و مشك سحق كرده گويند اگر ميل بحنظل تر فروبرند و اندر كشند چند نوبت عظيم نافع آيد
بيان كحلى
نافع بگيرند سرمه اصفهانى سه درم سنگ زعفران و مرواريد غير مثقوب از يكى يك درم مشك و كافور از هر يكى دانگى دودهء چراغ زيت دو درم جمله را سحق و حل نيكو نموده هر هفته چند نوبت بكشند
سطبرى پلك چشم
و سفيدى كه بر حدقه افتد اين هر دو علت بيشتر از غلبهء گريه افتد علاج هر دو آنست كه آب عنب الثعلب مىكشند در شبانروزى چند نوبت و از گريهء حسب الامكان نگاه مىدارند و آنچه سبب آن گريه نباشد