و به جهت اين احوال به زودى هلاك كند چون سبب عامست مرض نيز عام گردد و اكثر خلق آن ملك را پديد آيد مگر كسى را كه بدن او پاك باشد از اخلاط به دو مسامات او گشاده نباشد و مزاج او قوى بود و بر تدبيرى كه واقع آن باشد مشغول بود و بسيار باشد كه فساد آن هوا بدل حيوانات نيز سرايت كند و حيوان بسيار هلاك گردد علامت اين تپ بعد حدوث و با آنست كه ظاهر تن سخت گرم نباشد و در باطن حرارتى سوزان همى يابد و تاسه و اضطراب عظيم نباشد و دم زدن از حال طبيعى بگردد متواتر و عظيم مىباشد و بعضى را نفس تنگ شود و باشد كه ناخوشبوى گردد و در عرق لزج و بدبوى باشد و نبض صغير و متواتر باشد و بول رقيق بدرنگ و بدبوى باشد و گاه بود كه بول اسود گردد كه سپرز بزرگ شود و حالى همچو استسقا پديد آيد و خشكى زبان و عطش بسيار بود و در دل و فم معده دردى مىباشد و غشيان و يا سقوط شهوت طعام گاهى پديد آيد و بسيار قى صفراوى كند و گاهى قى سوداوى نيز كند و باشد كه گوشت بن دندانها و دهن ريش گردد و باشد سرفهء خشك رنجه دارد و سقوط قوت و غشى و اختلاط عقل گاهى ظاهر شود و خواب خواب كم گردد و حوالى شراسيف تمدد كند و طبع نرم و كفكنات و سوداوى و بدرنگ و بدبوى باشد و باشد كه بثرهاى سرخ و اشقر بر تن او پديد مىآيد و باز پنهان مىشود و به آخر دست و پاى سرد گردد و غشى افتد و باشد كه مسير غش و تشنج و كزاز پديد آيد و از اول تپ گاه بعض اعراض به قوت پديد آيد و بعضى مردم را گاه بود كه به همه اين علامات دست دهد و بسيار باشد كه بيمار از حرارت خود آگاهى كم داشته بود و تعفن آب و نبض نيز بسيار از وضع طبيعى دور نباشد و مع ذلك زود هلاك شود و اطبا درين حال حيرانند و اكثر اين محمومين چون نفس بدبوى شود ازين مرض خلاص نيابند جهت استحكام عفونت در رطوبات دل و حوالى آن و اعراض مذكوره نيز چون به قوت و غلبه گردد اميد خير نباشد علاج اين تپ آنست كه نقل هوا كنند اولا انگاه بدستورى كه حفظ الصحة از تدابير هواى وبائى گفته شده از غذا و شربت و دوا مرعى مىدارند و عوض معجونهاى گرم كافوريات اندر ترشيها مىخورند و اگر نقل ممكن نباشد بايد كه با ضعف و اعراض قويه بد نيامده مبادرت كنند به خشك ساختن بدن باستفراغ رطوبات زائده بفصد و سهل سبك و يا ملين قوى و باستعمال غذاهاى ترش و خشككنندهء تن و ترياقى مثل مرغى كه آن را به آب غوره و ليمو و يا ترنج و يا سماق بريان كرده باشند و بزيره گشنيز خشك آن را آلائيده و بآناردان كوفته آگنده و خشكه پلاد و افشله يا طعامى دگر كم رطوبت و ترياقى و ترش باشند و قرص كافور اندر تپها دادن و اندر دوغ بىمسكه نافع بود هر روز
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 123
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص١٢٣