مناسب اختلاط و قابليت ماده باشد چنانچه صفراى مختلط هرگاه زياده از بلغم بود قابليت نضج در آن بيشتر بود و نوائب آن بهم نزديكتر بود و حرارت بيشتر بيشتر كند و باشد كه بنوائب خالصه ماند و مدت آن كمتر باشد و اگر صفرا يا بلغم مساوى افتد و خلط فسردهتر باشد نوائب آن دور تر افتد بواسطه غير اجتماع مادهء غليظ قليل و بيشك مدت آن بيشتر باشد و گاه بود كه نوابتش بنوابت ربع ماند چنانچه اشتباه عظيم افتد و اين تپ انتقالى بسيار واقع شود علامت اين تپ آنست كه مدت سرما و لرز كمتر باشد كه در خالصه و بسيار باشد كه لرز نباشد و اوقات آمدن نوبتهاى آن بىنظام باشد يعنى گاهى بيشتر و گاهى پستر افتد و مدت سرما و تپ و آسايش نيز مختلف باشد و از ربع و غب خالصه بدين اختلاف امتياز نيكو يابد و عدد نوائب آن را حدى معلوم نباشد و بالجمله بيشتر از هفت نوبت بود و بشش ماه بسيار كشد و دورى اين تپ بسيار پديد آيد و اكثر در فابز افتد و از بعد تبهاى ديگر بسيار را ديدم كه قريب به يك سال اين تپ داشتند و اغلب شبهه بنوبت غب آمدى و گاهى كه تخليطى كردندى زودتر آمدى و گاهى كه رعايتى كردندى ديرتر آمدى شبيه بنوبت ربع و در اواخر چنان طبع ايشان با آن خوى كرده بود كه بسيار از نوبت آن متضرر نشدندى و بعد ظهور حرارت بصنائع و مهمات خويش پرداختندى و گاه باشد كه اندر اواخر اين تپ سپرز بزرگ شود و تهبج اندر پشت چشم و اندر رويها پديد آيد يعنى برآمده و همچو آماسيده نمايد و پشت پايها بياماسد و باشد كه پوست و گوشت بيمار نرم و آويخته گردد و بتازى اين را ترهل گويند و در حين تپ سر اندكى گران باشد جهت صعود بخار صفراى غليظ بدماغ و آثار نضج درين مرض دير پديد آيد و در اخر از نوبتهاى عرق كمتر از خالصه كند جهت غلظت ماده و بدين سبب بول در اكثر اوقات غليظ و رنگين باشد و كم رسوب و حرارت اين تپ كمتر از خالصه بود جهت خنكى ماده نسبت بدان و سحنه اندرين مرض زود گداخته نشود و نبض اندر آغاز نوبت ضعيف و صغير و متفاوت بود و به آخر مختلف گردد زياده بر نبض خالصه و ليكن اندر وقت عظم و قوت چندان نباشد كه اندر خالصه و اين تپ بسيار باشد كه درد نوائب بغبين ماند و يا بشطر الغب و فرق ميان اين و غبين به طول مدت مرض و بعضى اعراض خاصه باشد و ميان اين دو شطر الغب بعدم تفاوت مدت نوائب در كوتاهى دور درازى و عدم اعراض شطر الغب بود اينجا علاج نخست بايد ديدن تا تفاوت آن از خالصه به چند درجه دافعست برحسب اعراض و لوازم اگر بسيار دور نباشد علاج خالصه به كار بايد داشت يا زيادتى رعايت جانب نضج البته و اگر بسيار دور بود
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 102
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص١٠٢