استفراغ نيك واقع باشد و اگرچه عملى بود بدين علاجها كمتر محتاج گشت و امّا
غب خالصه
اين تپ چون يك روز مىگيرد و يك روز مىگذارد سالمتر بود از ديگر تپهاى صفراوى و از مطبقه و از تپهاى بلغمى مطلقا زيرا كه اينجا بيمار قريب سى و شش ساعت اندر آسايش بود و اندر ان تپها اين فرصت نيابد و مادهء اين تپ چون صفراوى خالصست و اندر گوشت و مائل به پوست واقعست اميد سرعت قبول و تحليل اينجا بيشتر است و از جهت وقوع خبطها و مبالغه در تبريد ماده بىنضج و بىاستفراغ بسيار باشد كه اين تپ به غير خالصه منتقل شود و بدورى كشد و بسيار باشد كه از جهت تدابير گرمى و خشكىفزا بمحرقه و يا سرسام منتقل گردد و سبب مهلت يافتن اندرين تب به مدت مذكور آنست كه از صفرا از جهت كمى در خارج عروق بعسر جمع مىشود اگرچه از جهت رطوبت جسمى قبول عفونت به سهولت مىكند به جهت يبوست طبع حفظه آن بسيار نمىتواند كرد و گساريدن آن بقرب دوازده ساعت ميسر مىگردد و افاقه بدان مقدار زمان واقع مىباشد و علامت اين تپ آنست كه اندر آغاز هر نوبتى سرمائى به پشت برآيد جهت آنكه حرارت نارى چون بجنبد بعضى رطوباتى را كه مصاحب عضلاتست بگذارد و بجنباند و عضلهاء برودت آن را كه بسبب الف مجاورت درنمىيافتند دريابند و اين سرما را چون زياده شد و به حد لرزانيدن نزديك گردد فراشا و قشعريره گويند و اندرين حال بيمار چنان پندارد كه پوست و عضلهاى او را بسوزن مىرنجانند بواسطهء حركت بخارات تيز و احساس اين اعضا حدت آنها را و مدت اين حالها اندك بود و بعد ازين سرما سخت قوى گردد چنان كه نيك بلرزاند به جهت گزيدن مادهء مرض اعضاى حساسه را و كوشيدن قوت دافعه عضله به آن و غور حرارت غريزى به باطن از براى حمايت دل و رفع ماده و اين را ناقص گويند چه گويا مىاندازد اعضا ماده را از خود و مدت اين سرما نيز دراز نباشد و زود تپ پديد آيد و سرما ساكن گردد و جهت گرمى و لطافت خلط در نوبت اول و دوم و سوم لرز و سرما قوىتر باشد جهت حدت و خامى خلط و بعد از ان ضعيف مىشود تر جهت نقصان يافتن حدت و خامى ماده بنضج و بيشتر ظهور نوائب در طرف صباح كه محل حركتست صفراست واقع شود و گرمى اين تپ سوزانتر از گرمى تپهاى ديگر باشد چنانچه بر تن او چون دست نهند تيزى تپ دست را برنجاند و سبب ظاهرست چون زمان نيك بر ان دست دارند تيزى حرارت آن موضع كمتر شود جهت تحليل يافتن ماده لطيف لختى بمدد حرارت كف و در حين لرز و غيره اكثر طعم دهن تلخ بود جهت صفرا و بول سرخ نارى رقيق بود و اگر قوامى يابد بسى غليظ نباشد و بسيار نباشد