از بعد آن نوبت اندك بردى و حرارتى يك نوبت و دو نوبت مىآيد و بمراعات غذا و كم خوردن تمام صحت مىيافتند و بايد كه بعد از مسهل چيزهاى كه بلغمفزا باشد كم به كار دارند كه بيم حدوث غير خالصه و حمى بلغمى بود و اين هنگام شكنجبين به زودى معتدل و اصولى عظيم نافع آيد و ساده مضر بود و محمد ذكريا مىگويد كه دانگى و نيم سقمونياى مربا در نسبت درم سنگ جلاب حل بايد كرد و سحرگاه روز آسايش در اوائل اين مرض دادن در غير فصل گرما و بلاحاره تا بيكبار از صفرا پاك كند و سقمونيا به شراب بهى نبايد كرد و از پى اين تنقيه تپ بازنيايد و اگر آيد ضعيف بود و به زودى مرتفع گردد و اين شربت اقوما و مردم رسيده و بقويت را شايد ديگرى
آنكه در روزهاى آسايش آب سرد بسيار سرديها و تريها و ترشيهاى مضعف معده نخورد كه در غير وقت حرارت ضعيف آوردن آنها بسى ظاهر گردد و نضج بدورى كشد و يمكن كه خلط متولد گردد و خشت زياده شود و درين تپ چون مجال آسايشست به آب سرد غالب و مبردات بسيار احتياج نيفتد ديگرى آنكه در نزديك نوبت تن خود را پوشيده دارد و خود را بامرى مرغوب غير مضعف مشغول گرداند و اگر چنانچه قى نتواند كرد بدستورى كه مذكور شد شربتى ملين كه تعديل صفرا كند مثل معصور انار ترش با اندكى شكر و يا تقوعات بخورد مفيد آيد و در اثناى حرارت اگر سخت غالب باشد شربتهاى خنك با طباشير و بىآن بايد داد و در انحطاط حرارت اگر پاى اندر آب گرم نهد لحظه باقى وحشت حرارت را سر فرو كشد و گفتهاند كه روزهاى آسايش بامداد شكنجبين سرد كرده خورد و از پس آن كشكاب به دو ساعت خورد و از پس آن به چهار ساعت شربتى ديگر شكنجبين خورد و از پس آن به دو ساعت مزوره خورد يا زيرباجى مناسب و من آش بارها كه از برنج و نخود و نعناع و چغندر بدستور پخته باشند بىگوشت عظيم نافع يافتم در عصر بچهارم و ششم و دگر روزهاى هفت ديگرى آنكه روز سيزدهم غذا بازگيرند و بكشكاب يا انار آب معصور قناعت كند اگر مانعى نباشد تا نوبت بهفتم بحران نيكو كند و بخير بگذرد و باذن اللّه تعالى ديگرى آنكه چون نوبت از هفت زياده شود بحب الشفا چنانچه دستورست علاج كنند و در نضج كوشند و ببيند تا در چهاردهم ماده بكدام طريق دفع مىطلبد از آن طريق او را امداد كنند و بر خلاف طريق ميل ماده هيچ دفع نكند كه آن عظيم مضعف بود و گفتهاند كه در غب خالصه دور نضج و استفراغ گرما بمعتدل در روزهاى آسايش عظيم نافع بود و اللّه اعلم
و امّا غب غير خالصه
چون مادهء اين تپ مختلطست نوابت و اوقات آن بطريق غب خالصه منتظم و مضبوط نباشد و تفاوت درجات و نوائب آن