رنگ لطافت تو دهى لاله را * در بصدف هم تو كنى ژاله را
چاك زده جيب براى تو گل * نقد وفا كرده فداى تو گل
هست ز الطاف تو اى ذو المنن * چتر سفيدى بچمن نسترن
برده به بستان ز تو بوئى نسيم * طرهء نسرين شده عنبر شميم
از اثر لطف تو اندر چمن * رنگ برنگست گل و ياسمن
خواب گران در سر خشخاش بين * بر گل آن صنعت نقاش بين
تا گل شببوى ز تو بوى برد * بوى شبش باد بهر سوى برد
آنكه نه فرمان تو گيرد بجان * گو بدر آيش ز پس سر زبان
يافته انگور حلاوت ز تو * ميوهء هر باغ لطافت ز تو
به كه نمدپوش شد و زرد روى * برده ز عشاق تواش رنگ و بوى
خربزه شيخى است بر اهل ديد * گشته ولى روز جوانى شهيد
خلق كن جملهء اشياء توئى * هست كن و نيست كن ما توئى
بعد ثناى احد لا ينام * نعت رسول است عليه السلام
و صلوات ناميات و تحيات زاكيات نثار مرقد منور ، مهد معطر پيغمبرى ، كه بهترين نخلى است در باغ رسالت و پيغمبرى ، شكفته گلى است در بستان فضيلت و سرورى .
شعر
چشم و چراغ همهء انبياء * پادشه بارگه اصفياء
ذات تو تا پاى به دنيا نهاد * زلزله در طارم كسرى فتاد
آتش آتشكدهء فارس مرد * آب كس از دجله ساوه نخورد
ظلم ز عالم تو برانداختى * قاعدهء عدل ز سر ساختى
پاى تو چون سودر كاب براق * در فلك انداخته صد طمطراق
چرخ شده از قدرت سر بلند * خاك شده از قدمت ارجمند
اى ز فلك برتر و از هرچه هست * خاك براهت چه بلند و چه پست