تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
و علق كه در حلق چسبيده باشد ، بيرون آورد و عطش نشاند و سپرز را سودمند آيد . امّا مضرّ است سوداوى مزاج را و از استعمال بسيار آن استسقا انجامد . مصلحش به آب و قند و شكر ، و گويند روغن بادام و بيد كنند .

خلّ العنصل

: به پارسى سركهء عنصل گويند . چون دو درم از او بر نهار بياشامند ، بخر و ضيق النّفس و عرق النّسا را نفع دهد و آواز را صاف گرداند و درد معده را دفع كند و مصروع را سودمند آيد ؛ و چون در گوش چكانند ، گرانى گوش را ببرد ؛ و چون بدان مضمضه كنند ، بن دندان محكم گرداند و سنگ مثانه بريزاند و اختناق رحم و صلابت سپرز و درد وركين را نافع آيد و لون را جلا دهد ، خاصّه در زمان نقاهت ، درد سر و عصب زايل كند ؛ و خوردن آن را از دو درم ابتدا كنند تا بيست درم ، هر روز قدرى افزوده

باشند . صفت آن

: بستانند اصقل سفيد و پاك كنند و به كارد چوبين پاره كنند و در ريسمان كشند و چهل روز بياويزند . بعد از آن يك من از وى در هشت من سركهء انگورى اندازند و شصت روز در آفتاب گرم نهند ؛ و اگر ضرورى بود در سركه بجوشانند در ديگ سنگين ، تا عنصل مذكور مهرّا شود ، فروگيرند و صاف نموده ، نگاه دارند ، مصروع را سودمند آيد ؛ و چون در گوش چكانند ، گرانى گوش را ببرد .

خمر

: به پارسى شراب انگورى گويند . بهترينش آن است كه مغشوش نباشد و قوامش به اعتدال و رنگش صافى و بوى و طعمش خوش بود ؛ و علامت خمر غير مغشوش اين است كه چون مقدار قليلى از او مدّتى مديد بماند ، فاسد نگردد و جودت او به قدر طول مدّت شناخته شود . طبيعت مسطار « 1 » كه شرابى است كه بر او شش ماه نگذشته « 2 » و آن را شراب حديث گويند ، گرم و تر است در دويم . نشاط آرد و رنگ روى بر افروزد و بدن فربه كند و قضيب را محكم گرداند ؛ و شرابى كه بر او شش ماه گذشته و بر يك سال زياده نشده ، آن را شراب متوسط گويند . گرم است در آخر دويم ، مايل است به خشكى . منى بيفزايد و باه برانگيزاند و اشتها پيدا كند و هاضمه را يارى دهد و نشاط آرد [ و بدن را قوى گرداند ] ؛ و شرابى كه چهار سال بر او گذشته ، آن را قديم گويند . گرم و خشك است در سيوم . انفتاح و تحليل رطوبات بلغمى [ كند ] و حرارت غريزى را برافروزد و بدن
هامش
( 1 ) . مسطار ( مسطار ) : شراب نارسيده . ( لغتنامه ) ( 2 ) . س : گذشته ؛ با توجه به مفهوم مسطار و به قياس دو نسخه بدل ديگر ، « نگذشته » صحيح است .
رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 85 | يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي / سيد محمد نظرى