تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

خصيه البقر

: به پارسى خايهء گوساله گويند . به حرارت و رطوبت مايل است . چون خشك ساخته ، بكوبند و ببيزند ، هر صباح پنج مثقال از او به ده مثقال عسل سرشته ، ميل كنند ، نعوظ تمام آرد و به غايت مقوّى باه بود .

خصيه الإبل

: در خاصيت به خصيه البقر نزديك است .

خطمى

: سرد و تر است در اوّل ، و گويند گرم است به اعتدال . چون با پيهء مرغابى طلا كنند ، درد مفاصل و ورم مقعد و آماس پستان را نفع دهد ؛ و چون طبيخ بيخش بياشامند ، صلابت جگر و سپرز و عسر البول و قرحهء امعا را سودمند آيد ؛ و چون زن در آبى نشيند كه خطمى را در او جوشانيده باشند ، انضمام فم رحم را دفع كند ؛ و چون تخم آن را كوفته و بيخته ، به سركه طلا كنند ، بهق و كلف را زايل گرداند ؛ و چون يك مثقال از تخم يا گلش در آب جوشانيده ، صاف كنند و به نبات شيرين كرده ، دهند ، سرفهء گرم را سود دارد ؛ و چون بر ورم‌هاى گرم ظاهر ضماد كنند و در آفتاب نشينند ، آن‌ها را تحليل دهد و آن ورم كه در بن گوش باشد و خنازير و ورم پستان و عرق النّسا و رعشه را مفيد آيد ؛ و اگر با سركه بجوشانند و به آن مضمضه كنند ، درد دندان را ساكن گرداند . مضرّ است به معده و احشا و گويند به شش ، و مصلحش عسل ، و بدلش خبّازى و خطمى سفيد و نيلوفر است .

خطّاف

: به پارسى فرشتوك و به هندوى هر ستوك خوانند ؛ طبيعت دماغ و خاكستر وى سرد و خشك است . چون بسوزند و خاكسترش را سوده ، در چشم كشند ، بياض را ببرد و باصره را قوّت دهد ؛ و چون خونش را به خورد زن دهند ، شهوتش را زايل گرداند ؛ و چون سرگينش را كوفته و بيخته ، به زهرهء گاو بسرشند و بر موى سياه طلا كنند ، موى سفيد شود ؛ و اگر به عسل و سركه بسرشند و كسى كه جرب داشته باشد يا داغ‌هايى كه بر اعضا بيرون آيد ، در حمام طلا كردن سودمند بود ، امّا در آنجا ساعتى بنشيند تا عرق از بدن بيرون آيد ، بعد از آن آب بريزد ؛ و اگر سوده كنند و خشك گردانند و دو درم از وى بياشامند ، خناق را مفيد آيد ؛ و اگر دماغ وى با عسل در چشم كشند ، ابتداى نزول آب را سودمند بود . مضرّ است به احشا ، و مصلح آن عود هندى و قرنفل است .

خفّاش

: به پارسى شب‌پره و به هندوى چامچكرى خوانند . چون روغن