خزميان
: جند بيدستر است ، و گفته شد .
خس
: به پارسى كاهو گويند . سرد و تر است در سيوم ، و گويند در دويم .
معده را قوّت دهد و نيكو گرداند و خواب آرد و بول براند و آب گردش را نفع دهد و زود هضم شود و تشنگى بنشاند و قطع سيلان منى كند و شهوت جماع را زيان دارد ؛ و چون با سركه خورند ، اشتهاى طعام زياده كند و يرقان را مفيد بود ؛ و جهت ورمهاى حارّ ضماد كردن سودمند بود .
مضرّ است به باه ، و مصلحش پودنهء باغى و كرفس است .
خسرو دارو
: خولنجان است ، و گفته شود .
خشخاش ابيض
: بهترينش بوستانى است كه تازه و فربه بود . سرد و تر است در دويم ، و گويند سرد و خشك است در سيوم . سرفه و نزلهء گرم را سودمند آيد ؛ و نفث الدّم را نفع دهد و خوردن به عسل منى بيفزايد و رطوبت معده و بادهاى تيز كه فرود آيد ، آن را مفيد بود ؛ و حب وى شكم ببندد ؛ و آب وى شكم براند و منوّم بود ، و غذا اندك دهد ؛ و مرخّى شش بود ، و مصلح آن عسل و قند است ؛ تخمش مقدار دو درم تا پنج درم شكم ببندد ؛ و قشرش مضرّ است به شش ، و مصلحش مصطكى است .
خشخاش اسود
: سرد و خشك است در سيوم ، و گويند در چهارم . چون يك درم از او ميل كنند ، سيلان رطوبت رحم را دفع كند و بىخوابى را نفع دهد و جهت حرارت كبد مفيد بود ؛ و اگر بسوزانند و خاكستر او را با روغن گل و سركه بر جرب طلا كنند و به حمام روند و ساعتى بنشينند تا عرق كنند ، به غايت نافع بود ؛ و چون سوده و با سركه سرشته بر صدغين طلا كنند ، درد سر كه از گرمى و حرارت آفتاب باشد ، زايل كند ؛ و وى مخدّر و منوّم بود ؛ و مضرّ است به شش ، و مصلحش تخم رازيانج است ، و گويند روغن زنبق و نرگس است .
خصيه الثّعلب
: بهترينش فربه و شيرين بود كه از او بوى منى آيد . گرم و تر است در اوّل . تمدّد و تشنّج را نفع دهد و ضعف باه را قوّت بخشد و شهوت برانگيزد و نعوظ تمام آورد . مضرّ است به فم معده ، و مصلحش عصارهء لسان الحمل و شكر است ؛ و شربتى از او يك مثقال تا دو مثقال است ، و بدلش به وزن آن بوزيدان بود .