و همچنين فادزهر حيوانى و گل مختوم و گل ارمنى در شربت آبى و يا در لعابى مناسب و حب الشفا در معصور انار حل كرده و حافظه الصحت و ترياق كامل و اشباه اينها بيخ اين علت را بركنند .
و اكثر آن بود كه پيش از هفده ماه اصلاح نيكو كنند .
و لبنيات اكثر آبلهداران را مضر بود الا دوغ آب گاوى تازه در گرما بعضى گرممزاجان را و سير و گندنا و پياز اندر طعام بسى نافع آيد جمله را و اكثر آنچه در جدرى نافع بود اينجا نيز نافع آيد .
چربىها و گوشت نازك اينجا بسيار مضرت نكند و گوشت كبوتر بچه و امثال آن بسى مفيد آيد و گوشت خارپشت و راسو دواى اين مرض بود .
و بالجمله بدين تدابير تعديل و مراعات مزاج كنند تا وقت بحران تام . و آن هنگام مرهمى كه آن را داروى آبله فرنگ گويند بمالند تا صحت كامل حاصل شود و آن اقوا علاجهاى اين مرض است . و اگر علت غالب بود و بدين مدت مذكور مهلت ندهد و علاجهاى سابق بسيار مؤثر نيفتد يا ميسر نشود و چاره جز آن نباشد كه داروى آبله بمالند تا تخفيفى يابد و دانهها خشك گردد و بريزد و درد كمتر شود و آنگاه علاجهاى ديگرى كنند .
و چون دگر علت طغيان يابد باز داروى مقرر را تكرار عمل كنند بعد از يك ماه و دو ماه تا آنكه به مدت بحران رسد و صحت تمام يابد .
و طريق استعمال آن دوا آن است كه بر تمام مفاصل از آن بمالند و بعد از آن مريض را به رخوت غلبه نيكو بپوشانند يك شبانه روز چنانچه عرق بسيار كند و در آن اثنا به جاى آب و غذا و شربت جهت دفع حرارت و تقويت ، شربت صندل و گلاب و تخم ريحان با نبات يا عرق بيد و اسپغول دهند و در ضعف مزاج اندك گوشتابه هم جايز بود و بعد عرق به غذا تقويت كنند و روز سوم ملين شير خشت و سنا با فلوس خيارچنبر به دستور مذكور دهند و نيك عمل كنند .
و اميد صحت كامل آنگاه بود كه بعد اسهال كه دستور ملين است خون بگشايند و يا ريمى خونآلوده چند مجلس واقع شود و آن را به وقت افراط به فادزهر حيوانى در دوغ ساييده و يا جدوار در شربت بهى ساييده و خورانيدن تدارك كنند و تا به چنين استفراغى نشود هنوز نقاى تام حاصل نگردد و به تكرار عمل تمامه باز احتياج افتد .
و بعد مدت مديد مريض از شهود و ايام و علامت ديگر كه بعد دارو از صحت تام خبر دهد آن است كه درون دهن تمام بر جوشد چنانچه زبان ورم كند و سخن نتواند گفتن و چيزى نتواند خوردن .
و گاه باشد كه به قى ملين را دفع كند و آن نيك نباشد .
اما گاه بود كه رعاف افتد بعد قى بىآفتى در دماغ و اين نيز به غايت اميدوار باشد .
و آنجا كه دهن سخت برجوشد لخلخه سازند از عصير عنب الثعلب و گشنيز تر و سركه و شربت صندل و گلاب و مىبويد و بدان دهن مىشويد و غرغره و مضمضه مىكند و به جرعات و شورباى مناسب به دو مىخورانند .
و بعد نقا از دارو و مسهل اگر ريشى بد باقى بود به صلاح مىآيد از دواها كه در نمله به دو نار فارسى مذكور شد طلا كنند .
و من بعض مردم بلغمىمزاج را در هر ماه دو سه نوبت مسهل چيپال مىدادم بسى نافع بود و بعضى بعد مسهل مداومت معجون سيماب فرمودم صحت يافتند .
و بعضى اطبا را ديديم كه بعد روغن آبله ماليدند سه
خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 300
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٣٠٠