مقشر مسحوق به سركه تر كرده طلا كردن نافع آيد . و همچنين قوابض مثل پوست انار اندر سركه آغشته كرده يا اندر آب جوشانيده .
و آنچه بزرگ باشد ببايد شكافت و آب آن بيرون كردن و مجففات طلا كردن و حنا بستن و اگر ريشى پيدا كند به مرهم اصلاح كردن .
ارمنىدانه
كه اندر خراسان به آبله فرنگ مشهور بود به جهت كثرت مشابهت اكثر آن به جدرى بد در هيأت نه در جميع اعراض به انواع پديد آيد .
و بعضى را آبلههاى بزرگ و غالب درهم پيوسته به يكبار پديد آيد و آب گيرد و سخت بزرگ شود و سوزش كند و مىخارد و درد مىكند .
و بعضى را درد در آنها كمتر باشد .
و بعضى را در اوّل حال شبيه به نمله ظاهر شود و هيچ آب نگيرد و همچنين خشك ريشه پيدا كند و بزرگ مىشود و پوست را لختى مىخورد .
و بعضى را اندك آب گيرد و زود ريش گردد و محل آن سوزش و درد و حرارت عظيم كند همچو جمره و گاهى به سعفه خشك الحال بازگردد و گاهى به نملهء بد و بيشتر ظهور آن اولا بر پوست سر بود يا بر مذاكير .
و گاه باشد كه بر اكثر اعضا برآيد به تدريج و آنچه اول برآمده بود هنوز باقى باشد و بعضى را نه ، بلكه يك نوبت برآيد .
و گاه باشد كه بر بعضى اعضا غلبه كند به تخصيص سر و بر بعضى نباشد و يا كمتر بود به تخصيص پاىها .
و گاه باشد كه بثرات اندك و متفرق بود و اعراض آن غلبهء حرارت مزاج است و اعيا و خاريدن و درد مفاصل به مرتبه كه حركت مشكل تواند كرد و در شبها درد مفاصل بيشتر رنجه دارد .
و آن را كه دانه كمتر برآيد وجع مفاصل بيشتر بود .
و گاه باشد كه وجع ثاقب بود چنانكه بيمار خواهد كه خود را هلاك كند .
و گاه باشد كه زمن سازد .
من ديدم كه زنى را پاىها مدتى بيكار شد همچو مفلوج .
و گاه باشد كه با وجود درد مفاصل ، دستوپاىها ورم كند و تهييج اندر پشت چشم و روى پديد آيد و اشتهاى طعام كم شود و هضم ضعيف گردد .
و گاه باشد كه از اوّل دانه غالب برآيد و تا آخر وجع نباشد .
و بحران تام آن چنانچه بعضى دريافتهاند چون تخليطى بود در هفده ماه بود و قبل از آن چون علاج نيكو كنند تخفيفى نيكو يابد و بعد چند روز بار ديگر دانه و يا درد و ورم عود كند .
و بعضى را كه مزاج قوى بود و اخلاط بد در تن او كمتر باشد دانه كمتر پديد آيد و اعراض آن كمتر رنجه دارد .
و بسيار بود كه قبل از ظهور بثره حرارتى و تبى و سستى مدتى پديد آيد و به علاج و استفراغات گاهى كمتر مىشود و باز پيدا مىآيد ، پس ناگاه بثره ظاهر شود و با خود حرارتى و اعيانى و درد مفاصلى پيدا شود و بعد مدتى از ايام بثره ظاهر شود .
ديدم زنى را كه مدتى گلوى او درد مىكرد ناگاه آبله فرنگ برآورد .
و بسيار باشد كه اول بثره ظاهر شود و آنگاه از اين اعراض بعضى يا همه پديد آيد و مرض از جمله امراض مسرى بود ، و ليكن بسيار سريع السرايه نباشد و