منى آدمى بعد از آنكه ثولول را لختى خراشيده باشند و از رده و صلابت آن را لختى دور كرده نافع بود .
و اگر زرنيخ زرد را با مويز دانه بيرون كرده كوفته ضماد كنند و سه شبانهروز بگذارند پس بگشايند از بيخ بردارند و اگر چيزى باقى مانده باشد تكرار كنند .
طلاى نوره معمول چند ساعتى هم نافع آيد و شونيز مسحوق به بول سرشته طلا كردن عجيب نافع آيد و زراريح اندر مويز كوفته طلا كردن قوى بود .
اندر اين ملك بطنى ثولول را به آهن تابيده داغ مىكنند و به تخصيص در اوايل عظيم مفيد آيد .
و آنجا كه يك ثولول سبب ديگرها شده باشد به علاج آن سبب علاج ديگرها شود .
و آنجا كه ثاليل غالب پديد آيد و زياده مىشود استفراغ سوداوى بايد كرد و غذاهاى مناسب خوردن و از هرچه سوداانگيز باشد حذر كردن و مداومت پرورس و كيتى نافع آيد و مجرب است .
مسماريه
بثرها بود ثولول مانند به سفيدى مايل كه طرف سر آن گرد بود و سطبر و طرف بيخ آن باريك و اندر گوشت و پوست نشسته همچو مسمار .
ماده اين هم از جنس ماده ثولول بود و همچنانكه ثولول غالب مىشود اين غالب نشود و ليكن تعدد يابد .
علاج آن است كه اگر توانند آن را به دستكارى بيرون آورند و الا آن را مىخراشند و صفحهء كوچك را از سراب خالص بر آن بسته مىدارند تا بالخاصيت آن را تحليل كند و اگر انزروت و نوشادر و زنگار در آب صابون سرشته بر آن بندند عظيم نافع آيد و تيزاب فاروقى زدن عظيم مفيد بود و عسل بلادر هم قوى بود و زاريح همچنين و سيماب كشته و خاكستر بلوط و نمك قلياب را با آب پياز سرشته طلا كردن و يك شبانهروز بر آن گذاشتن نافع بود و جاروب كردن چنانچه در دالوك اطفال دانسته شد نيكو بود .
و مخفى نماند كه هر دوايى تيز و قوى كه بر بثرات زنند بايد كه احتياط كنند كه از عرض بثره زياده نشود تا عضو صحيح را نسوزاند و ريش نكند .
نفاخه
بثرهء بود كه رطوبتى ندارد و مادهء آن بادى بود در شيب پوست و يا ماده بر ظاهر عضو محتبس گشته .
نفاطه
بثره بود كه رطوبتى در جوف آن باشد و مادهء آن يا مائيتى بود كه از خلط غليانى متميز گشته به يكبار به جانب پوست و غيره مندفع شده و در آن محل محتبس گشته باشد كه همچو آبله از سوخته شدن و غيره پيدا مىشود . و يا خون رقيق مائى بود كه اندر شيب پوست جمع شود همچو آبله كه از كوفته شدن عضوى به يك بار پديد مىآيد و حرارتى و خارشى با اينها نباشد .
و استعمال لفظ نفاخه و نفاطه به يك معنى در كلام قوم بسيار است .
علاج آنجا كه ريحى باشد و زياده مىشود چيزهاى محلل ريح بايد خورد و تفتيح مسام كردن و از مولدات باد حذر نمودن .
و آنجا خلطى باشد و زياده مىشود و تنقيه بايد كرد به دستور و چيزهاى مسكن غليان خون دادن و گوشت و چربىها كم خوردن و در اول ظهور آن عدس