تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
به صحت نماند ترا هيچ قرب * تناول كنى تخم مرغ ار تبرب بانكس كه از عقل نور و ضيا است * بهم ترب و جفرات خوردن خطا است تناول مكن خربزه با عسل * كه در تندرستيت آيد خلل مخور شير و انجير با يكدكر * كه خواهد رسانيد از آنت ضرر مكن جمع در اكل قيجى و سير * مكن بيضه مرغ هم با پنير ز صحت ندانم چسان برخورى * كه انكور و كله بهم درخورى انار و هريسه بهم خوردنت * مرضها پديد آورد در تنت نباشد بجز شيوه جاهلى * بجفرات اگر كس خورد باقلى كند مرد حكمت شناس احتراز * ز اكل كبوتر بچه با پياز پياز ار خورد مرد با پودنه * از آتش زيانها رسد سود نه منه جز به راه سلامت قدم * تناول مكن شير و ماهى بهم كه آخر تولد كند زان جذام * تو دانى دگر گفتمت و السلام اگر صحتت بايد اى هوشيار * نه تدبير بد خويش را هوشدار مخور آب و امثال آن ناشتا * كه كردى برنج و عنا مبتلا مرو تا توان جز به راه صواب * مكن در ميان غذا ميل آب