سيم آنكه وزنش سبكتر فتاد * چهارم رود تند مانند باد
فراوان بود پنجم از بهر آن * كه يابد ز تاثير مفسد امان
ششم آنكه شيرينوش آيد ترا * چو لعل بتان دلكش آيد ترا
بود هفتمين آنكه آيد ز دور * بدانسان كه از چشمه مهر نور
نباشد جز از هشتم اى هوشيار * كه باشد بسوى شمالش گذار
ازينكونه كر آب افتد بدست * ترا حافظ و محدث صحت است
چو مى داخل جنس مشروب بود * و ذكرش يكى شمه واجب نمود
مشو مائل مى چو آمد حرام * بشرع محمد عليه السلام
بدانسان كه مى در شريعت بد است * بحكمت بود هم بداى حقپرست
چو از آنكه نفع از قليلش بود * قليلش به بسيار مفضى بود
ز اندازه چون خورده شد بيشتر * به اعضاى باطن رساند ضرر
ورت كثرت شرب شد بر دوام * كرفتار مانى برنج مدام
تشنج فرو گيردت استوار * تولد كند رعشه پايان كار
خاتمه : ندانم كه آخر چه آرم بجاى
ندانم كه آخر چه آرم بجاى * بر اتمام اين نامه شكر خداى