كه در هضم نقصان پديد آيدت * ندامت بسى زان بديد آيدت
دكر معدهء كرم باشد ترا * ميان غذا آب خوردن ردا
مخور آب در پى چو خوردى طعام * كه كردد از آن معده را كار خام
چو خوردى غذا و زمانى كذشت * همى شايدت مايل آب كشت
بتشريف صحبت چو داد تو داد * نكار پرى پيكرى حور زاد
مخور آب و يكدم صبورى نماى * بدانش ترا گر محيطست راى
كز اين شيوه حالات بديد زات * مرضهاى بيحد و عد آيدت
بحمام اگر دركشى آب سرد * كشاند ترا جانب رنج و درد
ز حمام هركه برون آمدى * اگر نه ز اهل جنون آمدى
مخور يك زمان آب از بيش و كم * فراوان مكن بر تن خود ستم
كرت هست كوش نصيحت شنو * به آب از پى ميوه مايل مشو
كه در تن رطوبات حاصل شود * ز بيماريت كار مشكل شود
به بيش آيدت از مرض مشكلات * خورى آب چون از پى مسهلات
كشد ناتوانى فزون از حساب * هر آنكس كه در شب كند ميل آب
تنت را كشايد بدق نرم نرم * اكر خو كنى خوردن آب كرم
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
ص١٧٩