تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
كه در هضم نقصان پديد آيدت * ندامت بسى زان بديد آيدت دكر معدهء كرم باشد ترا * ميان غذا آب خوردن ردا مخور آب در پى چو خوردى طعام * كه كردد از آن معده را كار خام چو خوردى غذا و زمانى كذشت * همى شايدت مايل آب كشت بتشريف صحبت چو داد تو داد * نكار پرى پيكرى حور زاد مخور آب و يكدم صبورى نماى * بدانش ترا گر محيطست راى كز اين شيوه حالات بديد زات * مرضهاى بيحد و عد آيدت بحمام اگر دركشى آب سرد * كشاند ترا جانب رنج و درد ز حمام هركه برون آمدى * اگر نه ز اهل جنون آمدى مخور يك زمان آب از بيش و كم * فراوان مكن بر تن خود ستم كرت هست كوش نصيحت شنو * به آب از پى ميوه مايل مشو كه در تن رطوبات حاصل شود * ز بيماريت كار مشكل شود به بيش آيدت از مرض مشكلات * خورى آب چون از پى مسهلات كشد ناتوانى فزون از حساب * هر آن‌كس كه در شب كند ميل آب تنت را كشايد بدق نرم نرم * اكر خو كنى خوردن آب كرم