تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
بستان و بكوب و مثل مجموع * از قند سفيده سوده كن ضم پس ميل كنش كه نافع افتد * درد سر و درد كوش را هم كشنيز بود مقوى دل * خون بندد و درد سر كند كم در رنج سدر مفيد باشد * تشويش دوار را برد هم آب موردانه سرفه را ببرد * عرقت بندد و شكم را هم معده قوت دهد براند بول * نيك باشد ز بهر نفث الدم باديان باد معده را به‌برد * روشنائى بديده بخشد هم قوت باه را نكو باشد * شربتى آمده است از آن دو درم كر خورند از ز باد قيراطى * كرده مثلش ز مشك با آن ضم به شود بعد خوردن مسهل * خفقانى كه باشد از بلغم زراوند مدحرج سودمند است * فواق و نقرس و وسواس را هم دماغ و معده را باشد مقوى * صداع و درد پهلو را كند كم برد درد سرين عرق النسا را * دهد دندان جلا و الله اعلم يك درم رزنب اكر كوبى صباح * پس خورى با شربت به ده درم قوت دل بخشد و آرد فرح * بادها را بشكند بندد شكم