بستان و بكوب و مثل مجموع * از قند سفيده سوده كن ضم
پس ميل كنش كه نافع افتد * درد سر و درد كوش را هم
كشنيز بود مقوى دل * خون بندد و درد سر كند كم
در رنج سدر مفيد باشد * تشويش دوار را برد هم
آب موردانه سرفه را ببرد * عرقت بندد و شكم را هم
معده قوت دهد براند بول * نيك باشد ز بهر نفث الدم
باديان باد معده را بهبرد * روشنائى بديده بخشد هم
قوت باه را نكو باشد * شربتى آمده است از آن دو درم
كر خورند از ز باد قيراطى * كرده مثلش ز مشك با آن ضم
به شود بعد خوردن مسهل * خفقانى كه باشد از بلغم
زراوند مدحرج سودمند است * فواق و نقرس و وسواس را هم
دماغ و معده را باشد مقوى * صداع و درد پهلو را كند كم
برد درد سرين عرق النسا را * دهد دندان جلا و الله اعلم
يك درم رزنب اكر كوبى صباح * پس خورى با شربت به ده درم
قوت دل بخشد و آرد فرح * بادها را بشكند بندد شكم
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
ص١٥٨