يك درم از زعفران هركه خورد هر صباح * معده كند تقويت غم برد از دل تمام
سدّه كشايد دهد قوت پشت و كمر * درد دل و معده را نيك بود و السلام
خوردن خشخاش آرد خواب را * رغبتش كن اى ز بيدارى سقيم
سرعت انزال اكر دارى دهد * سرعت انزال را نفع عظيم
كر بكيرى ز مقل يك مثقال * اندكى زعفران كيترا هم
پس بكوبى و حب كنى بعسل * مسهل بلغمت و سودا هم
سدّه بكشايد و براند حيض * تن كند فربه و توانا هم
دفع درد كمر كند به تمام * ببرد درد دست و پا را هم
عضو و موى سه جنس آمد * كويم بتوزان يكى بود لحم
باشد دكرى سمين و نبود * يك جنس دكر كه ماند جز شحم
جوشى چو انجبارد كنى شربتش بقند * قوت دهد بعضو و كند قطع نفث دم
دافع بود زكام و سعال و رعاف را * نافع بود جراحت شش را و سينه هم
در شيوه شهوت مكن افراط كه افراط * احداث تشنج كند و ضعف بصر هم
عارض شودت رعشه و قوت رود از پا * تشويش دهد عرق نسا درد كمر هم
كشنيز و بنفشه و كل سرخ * هريك درمى نه بيش و نه كم
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
ص١٥٧