سه درم از شقاقل مصرى * بستان و بكوب و خور بعسل
يكدو ساعت چو بكذرد با زن * شو مقارب كه ديكر است محل
از پرستوك خورى كر لحمش * ديده را روشنى آيد حاصل
خون او را چو بياشامد زن * شهوت زن همه كردد زايل
فى حرف الميم
خوردن آب در چهار محل * نزد ارباب حكمت است حرام
بعد هر ميوه وز بعد جماع * بعد داروى كار و بعد طعام
آدمى را شود چو موجب رنج * ناشتا و بر امتلا حمام
به كه رغبت كند طعام درود * سوى حمام بعد هضم طعام
خس كه كاهو خوانيش هركس خورد * آب كردش را دهد نفع تمام
كوشا دل مىكنش بيكاه و كاه * هركه بسيار افتد او را اختلام
تشنكى بنشاند و خواب آورد * معده را باشد موافق و السّلام
در مى چونكه خورند از ريوند * پاكساز و بدن از بلغم خام
ببرد ضعف دل و نفخ جگر * ورم كليه و درد ارحام
به شود نفث دم و فتق و فواق * سدّها هم بكشايد به تمام