يك درم عود و مثل آن سنبل * مشك دانكى و سعد يك مثقال
ساز معجون بشهد و ميلش كن * كه برد از دل تو رنج و ملال
كمر و پشت را دهد قوت * بكند دفع سرعت انزال
صمغ عربى بسرفه نيك است * نيكست براى دفع اسهال
آواز كرفته را كشايد * يك شربت از آن بود دو مثقال
بر اينسون مداومت چه كنند * در شكم باد را كند تحليل
كند ادرار بول و حيض و عرق * برد آماس دست و پا ز عليل
سدهء را كه در جكر باشد * بكشايد بامر رب جليل
بود چون معده خالى خواب كم كن * كه يابد در بدن روح تو تحليل
چو روحت در بدن تحليل يابد * برودت غالب آيد بر تو بىقيل
ز بهر صحتت بايد ضرورت * مزاجت را بكرمى كرد تعديل
خاكستر پيدا كر بسر كه * بر نمله نهند و برثآليل
زين هر دو مرض كه كفته شد زود * صحت يابد عليل بىقيل
هميشه اى كه ز تشويش هرّه صفرا * بود بجانب كرمى طبيعتت مايل
زكر مخانه حمام محترز مپاش * كه بىمجال شوى ناكه از طپيدن دل
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
ص١٥٥