بشكند باد و طبع را بندد * ببرد درد پشت و درد كمر
خاكستر موى آدمى زاد * ريزند چو بر جراحت سر
يا بهر جرب كشند در چشم * كردد دو سه روز زان نكوتر
فى حرف الزاء
از زراوند طويل اريكدرم * با عسل نوشى كند دفع كزاز
حيض راند بچه بيرون آورد * حب قرع انداز دو كرم دراز
هركه را كرمى جكر باشد * كو طلب آب بوستان افروز
پس بياشام با شراب زرشك * وانكهى ميل مىكنش هر روز
خوردن شير كاو با خرما * رنك نيكو كند كند انكيز
فربهى آورد ولى وقتى * كه ز ترشى كند كسى پرهيز
فى حرف السّين
در سبوى نوى كل حكمت * چون سم كور خر بسوزد كس
پس خورد يك درم از آن هر روز * نافع افتد ز بهر ضيق نفس
فى حرف الشين
چون درد سرت بود ز كرمى * از هرچه نه سرد محترر باش
وانكه ز پى طلا طلب كن * خطمى و كل سفيد و خشخاش