تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
جاكسو را بكوب و ساز از آن * خشك دار وز بهر ريش ذكر كز براى علاج اين تشويش * نبود داروئى مجرب‌تر چو قيراطى از مشك رغبت كنى * نكو باشد از بهر پشت و كمر دماغت كند تقويت ذهن تيز * برد چون ز سردى بود دردسر ناشتا چون ترا شود هر روز * در مىخورد جند بيدستر برهاند ز بعد ثقيه است * از سبات و صداع و صرع و سدر ببر و رعشه را و دفع كند * درد قولنج و درد پشت و كمر جكر خر چو بمصروع دهى * نبود هيچ از آتش بهتر چرك كوشش چو دهى طفلى را * كريه كمتر كند آن طفل دكر مژه زيادتى را چو كنى و خون خربش * بنهى و چند روزى كنى اين عمل مكرر دكر آن مژه نرويد و كرش بخورد مجنون * بدهى جنون او را نبود از آن نكوتر آب سداب را بعسل چون خورد كسى * باشد نكو برعشه و درد سرين و سر زايل كند تشنج و صرع و سدر برد * درد مفاصل و وجع و كرده و كمر سنبل الطيب معده را نيكست * نيك باشد سپرز را و جكر بدماغ و بدل بود نيكو * شود از وى زياده نور بصر