تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
از چيزهاى سرد و تر چون خرفه و كاهو و متضرر شدن از چيزهاى كرم و خشك چون زنجبيل و عسل است رباعيه
آن را كه بود جعودت شعر بسى * كر در دلش از علاج باشد هوسى كو روغن بادام و لعاب سپوش * مىمال ز روى دست در هر نفسى

تشقق الشعير

تشقق الشعير يعنى شق شدن موى چون از خشكى مزاج باشد علامتش عدم رطوبت بينى و خشكى دهان است

رباعيه

چون خسته دل از تشقق شعر شوى * گويم سخنى كر سخن من شنوى با مسكه لعاب خطمى آميزد * بمال كز بهر چنين مرض علاجى است قوى

هزال مفرط

هزال مفرط يعنى لاغرى بسيار خواه سببش كمى خون بود و خواه غير آن رباعيه
اى كشته عيان لاغريت بسيارى * در راه مداوا كنمت اخبارى بايد كه بعيشت كذرد عمر ولى * با كثرت صحبتت نباشد كارى
افراط

السّمن

السّمن يعنى بسيارى فربهى تولد اين مرض از كثرت رطوبت است

رباعيه

از كثرت فربهى ترا بيمارى * خود را بره علاج كن غمخوارى چون عيش در اين مرض مناسب نبود * بايد تو ز جام راحتت بيزارى
علاج كزيدن جانوران

لدغ الحيه

لدغ الحيه يعنى كزيدن