تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
و بخارا و كابل و غير آن و در بلادى كه هوايش مايل بترى بود چون هرمز و قندهار و اكثر بلاد هند و غير آن بايد كه هر صباح عناب بيست دانه باديان يا تخم كرفس دو مثقال و اكر انبوه باشد تخم كاسنى نيمكوفته يك مثقال و نيم همه را در يك پياله آب جوشانيده تا بنيمه آيد صاف كنند و بده مثقال قند سفيد شيرين كرده و قدرى كلاب ضم ساخته دهند و غذا آب نخود نيمكوفته و ماش مقشر و باديان سبز يا شبت سبز مقرر كنند و از هندوانه منع نمايند

كلف

كلف كه تاش كويند و برش كه كنجدك خوانند و

خيلان

خيلان كه مشابه كلف بود الا آنكه از جلد بلندتر باشد و نمش كه نقطهاى سرخ رنك بود بر ظاهر جلد حدوث اين امراض از كشاده شدن سرهاى ركها است كه در تحت جلد است

رباعيه

ار با مرض كلف و كر با برشى * ور با خيلانى و كر با نمشى تا مرتكب داروى مسهل نشوى * از جام دو اشربت صحت نچشى
و بعد از ارتكاب داروى مسهل بر هليله پرورده مداومت نمايند و غذا آب مرغ جوان و ماش مقشر و كشنيز تر خورند و هر شب نشاسته و باقلا
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 132 | يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي