جرب
رباعيه
دانا شده چونكه از جرب دلخسته * خورده است ز آب شهترج پيوسته
اخراج مواد كرده و بهر طلا * كوكرد و قروت و دهن كنجد جسته
صفت طلاء
صفت طلاء مذكور قروت كوفته و پخته كه نزديك به دو ساعت در آب كرم كذاشته باشد و بدست ماليده تا وقتى كه همچو مرهم شده باشد يا جغرات ترش يا دردى سركه سى مثقال كوكرد زرد كوفته و پخته ده مثقال روغن كنجد پنج مثقال همه را بهم آميخته سه بخش كنند و هر شب يك بخش را بمالند و صباح در حمام يا در خارج حمام سبوس كندم و سركه ماليده به آب نيمكرم بشويند
حكة الاعضاء من غير جرب
حكة الاعضاء من غير جرب يعنى خاريدن اعضا كه بىكر بود
رباعيه
از خارش اعضا چو شوى دلخسته * تشويش رسد ترا از آن پيوسته
پرهيز كن از مولدات صفراء * چون شهد و شراب حلو و مغز پسته
علاج خارش اعضا
هم در علاج خارش اعضا
رباعيه
بىزحمت اكر اى كه در اين منزلكه * خاريدن اعضا است ترا بيكه و كه
از مسهل پىدرپى و حمام دوام * زين ورطه برى بجانب صحت ره
و بعد از ارتكاب مسهل هر شب